تبليغاتX
وب سایت ابراهیم کدیور

«ولای علی(ع) ندای جلی»

 

 كتاب «ولای علی(ع) ندای جلی»، تأليف «سيدابراهيم موسوی» به همت مؤسسه فرهنگی انتشاراتی «مكيال» روانه بازار نشر شده است.

 

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، كتاب حاضر كه تحقيقی پيرامون مناصب نورانيه و شوون ولائيه نفس نفيس خاتم النبيين مولاعلی‌اميرالمؤمنين(ع) است، 13 فصل را در بر می‌گيرد؛ فصل اول «نقل ولايت علوی در روايات و بيانات» به عظمت علی(ع) در آينه روايات و درايات و فصل دوم «ميزان غلو و مناط علو در شئونات ولائيه» به تحقيقی پيرامون سهو النبی در منظر نفی و اثبات و نظريه شيخ صدوق در شهادت ثالثه می‌پردازد.

«مقام اميرالمؤمنينی عنوان انحصاری و الهی» عنوان فصل سوم است كه به تحقيق در مقام اميريت و مراتب ششگانه ايمان اختصاص يافته است. فصل چهارم اثبات وصايت مولا در دو مرحله ظاهر و باطن است.

فصل پنجم «سيره حكومتی علوی» نام گرفته كه شمه‌ای از مظلوميت مولا علی(ع)، آزادی در حكومت مولا علی(ع) و كمالات اخلاقی در حكومت علوی را بررسی می‌كند. فصل ششم سجايای الهی و ملكات اخلاقی مولا علی(ع) نام گرفته است.

فصل هفتم «منشأ قدرت ائمه هدی(ع)» هم نام دارد كه به بررسی عبادات مولا علی(ع) اختصاص يافته است و «جواهر حكمت ولوی» عنوان فصل هشتم است كه به مراتب اربعه ائمه اطهار(ع)، معجزات فعليه و قوليه ائمه دين(ع) و ... می‌پردازد. فصل نهم به تفصيل و امتياز تفويض صحيح از باطل، فصل دهم به مطالبی مانند؛ علی(ع) ولايت علوی و شرح مفصل حديث صنعت می‌پردازد.

«علی(ع) وليد كعبه» عنوان فصل يازدهم است كه به تجلی حقيقت علويه، نورانيت طينت قدسی حضرت علی(ع) و ركن يمانی ركن امامت و ولايت، فصل دوازدهم به اسلام و ايمان جناب ابوطالب و فصل سيزدهم كه فصل پايانی است به سنت قائمه علوی می‌پردازد.

چاپ اول كتاب «ولای علی ندای جلی»، تأليف «سيدابراهيم موسوی» در 282 صفحه وزيری به همت مؤسسه فرهنگی انتشاراتی «مكيال»، در 8 مهرماه سال جاری روانه بازار نشر شده است.

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/11/01 و ساعت |

 

دكتر محمد معین     

نام و نام خانوادگی:  دكتر محمد معین     
  تحصیلات: دكتري
  زمینه فعالیت: ادبيات  
  کتب:     
    فرهنگ معین
سايرتأليفات :
ستاره ناهيد يا داستان خرداد و امرداد (نثر و نظم)
حافظ شيرين سخن، دو جلد
يك قطعه شعر در پارسی باستان
يوشت فريان و مرزبان نامه
علامه محمد قزويني، در سالنامه پارس و نيز مجله فرهنگستان چاپ شد
شاهان كيانی و هخامنشی در آثار الباقيه
ارداويراف نامه
روزشماری در ايران باستان و آثار آن در ادبيات پارسی
پورداوود، ترجمه احوال و آثار
مزديسنا و تأثير آن در ادبيات پارسي، با مقدمه مشروح به زبان فرانسه به قلم هانری كربن
شماره هفت و هفت پيكر نظامی
حكمت اشراق و فرهنگ ايران
قاعده‌های جمع در زبان فارسي، شماره اول از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی
اسم مصدر- حاصل مصدر، شماره دوم از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی
امير خسرو دهلوی
برگزيده نثر فارسي، شماره اول (دوره‌های سامانيان، آل بويه)
آيينه سكندر
اضافه، بخش نخست، شماره سوم از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی
هورقليا
لغات فارسی از ابن سينا
(برگزيده شعر فارسي، شماره اول (دوره‌های طاهريان، صفاريان، سامانيان و آل بويه
نصيرالدين طوسي، زبان ادبيات پارسی
دوره كامل فرهنگ فارسي، شامل لغات فارسي، لغات و تركيبات عربی متداول در فارسي، لغات
اروپايی كه به تدريج در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص، اعلام جغرافيايي، در هفت هزار و نهصد
فحه و در شش مجلد
فرهنگ دستور زبان فارسي، شامل مباحث دستوری
ويرايش( ويرايش كتب)
دانشنامه علائی تأليف ابن‌سينا، بخش دوم، علم برين
چهار مقاله تأليف نظامی عروضی سمرقندي، با شرح لغات و توضيح عبارات مشكل و نسخه بدلهامجموعه اشعار دهخدا. با مقدمه مشروح در ترجمه احوال و آثار وی (جامع الحكمتين تأليف ناصر خسرو، به همراهی هانری كربن (فارسی- فرانسوی (شرح قصيده ابوالهيثم، به همكاری هانری كربن (فارسی- فرانسوی برهان قاطع تأليف محمد حسين بن خلف تبريزي، دوره در چهار مجلد
جوامع الحكايات تأليف سديد الدين محمد عوفی (عبهر العاشقين تأليف روزبهان بقلی شيرازي، به همكاری هانری كربن (فارسی- فرانسوی)
ويرايش(ترجمه )
روانشناسی تربيتي، ترجمه از ,علم النفس و آثاره فی التربيه و التعليم, (عربی)، تأليف علی الجارم و صطفی امين
كتيبه‌های پهلوي، ترجمه از انگليسي، به قلم و. ب. هينگ
خسرو كواتان و ريدك وي، ترجمه از پهلوی
(ايران، تأليف دكتر ر. گيرشمن (فرانسوی- انگليسی


   
  سوابق کاری:     
    محمد معین در نهم اردیبهشت ماه سال 1297 خورشیدی مطابق با 29 آوریل 1918 میلادی در محله زرجوب شهر رشت دیده به جهان گشود . ابوالقاسم دو پسر به نام محمد و علی داشت و در عنفوان جوانی ، پنج روز پس از وفات همسرش در اثر بیماری ای كه در آن روزها شیوع یافته بود درگذشت . در آن روزگار محمد شش ساله بود و علی چهار ساله . از آن پس پدر بزرگ ( معین العلماء ) مسئولیت تكفل آن دو را بر عهده گرفت. وی محمد را به مكتب خانه ی« میرزا غلامرضای تهرانی » كه نزدیك خانه بود فرستاد . معین العلماء با كمك اهالی كوشید و مكتبخانه میرزا غلامرضای تهرانی را به مدرسه ابتدایی تبدیل كرد .
بعداز دایر شدن اداره ثبت احوال در رشت ، خانواده معین العلماء به اعتبار لقب رسمی وی نام فامیلی « معین » را انتخاب كرد و وی از آن پس « محمد معین » خوانده شد و شماره شناسنامه اش 1654 صادره از رشت بود . پس از تبدیل مكتبخانه به مدرسه، محمد در كلاس پنجم نشست و موفق به دریافت گواهی نامه ششم ابتدایی پس از دو سال شد .
وی دورة اول دبیرستان را در مدرسة متوسطة شمارة یك رشت به تحصیل پرداخت . در دورة دوم متوسطه ، در قسمت ادبی دارالفنون تهران به تحصیل مشغول شد اما تابستان ها را به رشت ، سرزمین اجدادی اش باز می گشت و در كنار علی سپری می كرد . پس از اتمام دوره دبیرستان به رشت آمد و تصمیم خود را مبنی بر تحصیل در رشته حقوق با پدربزرگ مطرح كرد اما پدربزرگ به وی متذكر شد كه قاضی شدن مسئولیت سنگینی در پی دارد وی نظر پدربزرگ را پذیرفت و در سال 1303 در رشته ادبیات فارسی و علوم تربیتی موفق به دریافت مدرك لیسانس شد و دیگر می بایست راهی « نظام اجباری » می شد كه دورة آن یك سال بود و محمد معین پس از یك سال خدمت نظام ، دبیر شد و پس از سه ماه به ریاست دانشسرای مقدماتی اهواز انتخاب شد . بسیاری از اسم های عربی شهرك های خوزستان با مشورت وی پارسی شد . پس از اتمام مأموریت اهواز به تهران منتقل شد و در ضمن خدمت در وزارت فرهنگ ، به تحصیل دوره دكترای ادبیات فارسی مشغول شد . دكتر معین به شیوه مكاتبه ای ، روان شناسی عملی و دیگر رشته های آن را مانند خط شناسی و قیافه شناسی از آموزشگاه عالی روان شناسی بروكسل ( بلژیك ) فراگرفت . به سال 1316 به دریافت نشان علمی از وزارت فرهنگ نائل شد . وی در هفدهم شهریور ماه 1321 مطابق با هشتم دسامبر 1942 از رسالة دكترای خود به نام « مزدسینا و تأثیر آن در ادبیات فارسی كه در چاپ های بعدی به نام « مزدسینا و ادب پارسی » خوانده شد ، دفاع كرد . وی اولین فارغ التحصیل دكترای ادب پارسی در داخل كشور بود و بلافاصله به تدریس در دانشكده ادبیات دانشسرای عالی تهران مشغول شد و در زمان نخست وزیری مصدق عضویت شورای عالی فرهنگ را قبول كرد و سال ها عضو فرهنگستان بود . وی با پروفسور هانری كربن كتاب های زیر را تصحیح و چاپ كرد .
1- جامع الحكمتین ، تألیف ناصر خسرو و مؤلف به سال 462 هـ .ق ، ش3 از « گنجینه نوشته های ایرانی » ، چاپ انستیتوی فرانسوی پژوهش های علمی در ایران ، 1332 شمسی / 1952 میلادی .
2- شرح قصیده فارسی خواجه ابوالمیثم احمدبن حسن جرجانی ، شماره 6 از «گنجینه نوشته های ایرانی» ، 1334 شمسی / 1955 میلادی .
3- عبدالعاشقین تصنیف شیخ روزبهان بقلی شیرازی ، شماره 12 از « گنجینه نوشته های ایرانی » ، 1334 شمسی / 1955 میلادی .
معین در سال 1321 با دختر امیر مجاهد ( مدیر سال نامه پارس ) ازدواج كرد كه ثمرة این ازدواج 4 فرزند بود كه خانم دكتر مهدخت معین مانند پدر در رشته ادبیات فارسی تحصیل كردند و هم اینك در این رشته استاداند .
استاد ، به سفارش علامه قزوینی با دانشمند نامی علی اكبر دهخدا در لغت نامه آغاز به همكاری كرد و این همكاری تا سال 1334 به مدت ده سال یعنی تا روز وفات دهخدا ادامه داشت . ماجراي اخرين ديدار دكتر معين با استاد دهخدا از به قلم خود دكتر :
« روز پنجم اسفند 1334 با يكى از دوستان به عيادت استاد رفتم. چراغى بود كه رو به خاموشى مى رفت. مصداق اين مصراع خود بود:
پوست بر استخوان ترنجيده!
پس از چند دقيقه روى به من كرد و گفت: «كه مپرس» و پس از لحظه اى بار ديگر گفت: «كه مپرس». ذهنم متوجه غزل حافظ شيرين سخن شد، پرسيدم: «منظور شما غزل حافظ است؟» گفت: «آرى». پرسيدم: «مايليد آن را براى شما بخوانم؟» با سر اشاره مثبت كرد. ديوان حافظ را برداشتم و اين غزل را به تأنى خواندم:
درد عشقى كشيده ام كه مپرس *** زهر هجرى چشيده ام كه مپرس
گشته ام در جهان و آخر كار *** دلبرى برگزيده ام كه مپرس
آن چنان در هواى خاك درش *** مى رود آب ديده ام كه مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش *** سخنانى شنيده ام كه مپرس
سوى من لب چه مى گزى كه مگوى *** لب لعلى گزيده ام كه مپرس
بى تو در كلبه گدايى خويش *** رنج هايى كشيده ام كه مپرس
همچو حافظ غريب در ره عشق *** به مقامى رسيده ام كه مپرس
سراپا گوش بود و سر خويش حركت مى داد. گويى اين غزل خواجه عرفان، آيينه تمام نماى عمر او بود. دو روز بعد استاد دهخدا در همان اتاق چشم بر جهان و جهانيان فرو بست.
كاروان شهيد رفت از پيش *** وان ما رفته گير و مى انديش
از شمار دو چشم يك تن كم *** وز شمار خرد، هزاران بيش! »

همان طور كه گفته شد ، دكتر معین اغلب تابستان ها را به رشت و آستانه و ییلاق های لنگرود می رفت . یك بار در سال 1342 هـ .ش در آستانه اشرفیه هنگام پیاده روی به طرف سپید رود ـ در محل فعلی آرمگاه معین ـ به برادر گفت : « خوب است در این جا آرامگاه خانوادگی داشته باشیم » و برادر به این توصیه وی جامه ی عمل پوشانید .
دكتر معین در تأسیس قسمت ایران شناسی دانشگاه استراسبورگ ، سهم بزرگی داشت . دانشگاه تهران در پانزدهم بهمن ماه 1351 دكتر معین را استاد ممتاز معرفی كرد .
در روز نهم آذرماه 1345 مطابق سی ام نوامبر 1966 در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران دكتر معین ، بیهوش شد . وی را به بیمارستان آریا كه بهترین بیمارستان اعصاب تهران بود ، بردند . متأسفانه پس از تزریق آمپول ، برای آنژیوگرافی ، خون به قسمتی از سلول های مغزی ایشان نرسید و در اغمای سنگینی فرو رفت . وی تا آخرین لحظات به فكر وظایف مقدس علمی اش بود ، وی در اتاق عمل به اغمای سنگینی فرو رفت كه پنج سال طول كشید و با تمام تلاشی كه برادرش برای بهبودی وی انجام داد و دكتر و جراح از لندن و روس برای معالجه ایشان به تهران آورد و نیز دكتر جاهد دكتر معین را كه در حال اغما بود با خود به بیمارستان منتسب به دانشگاه مك گیل مونترآل كانادا برد ،اما محمد معین در سیزدهم تیرماه 1350 مطابق چهارم ژوئیه 1971 در بیمارستان فیروزگر به رحمت ایزدی پیوست . جنازه وی در آرامگاه واقع در آستانه اشرفیه ـ هشت كیلومتری لاهیجان ، به خاك سپرده شد . شش روز پس از درگذشت این استاد بزرگ ، جلسه یادبودی در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران برگزار گردید .
دكتر معین دانشمندی موفق و استادی نمونه بود كه برای در یادها ماندن نیازی به تندیسی زیبا نداشت . ثمره ازدواج ایشان با بانو مهین امیرجاهد فرزندانی تحصیل كرده به نام های مهدخت ، مهداد ، همایون ، پیروز ، پریچهر می باشد ، خصوصاً دكتر مهدخت معین كه شیوه شایسته پدر را در پیش گرفت و با رعایت امانت ادبی ، با تدریس در دانشگاه كتاب های زیر را به چاپ رسانید.

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/10/22 و ساعت |

معرفي دانشگاه صنعتي شريف

دانشگاه صنعتي شريف در سال 1344 با هدف تربيت مهندسين شايسته و

تامين نيروي انساني مورد نياز جامعه صنعتي ايران تاسيس و در كوتاه زماني

 موفق شد جايگاه ارزشمندي در ميان دانشگاه هاي صنعتي ايران احراز كند.

 همزمان با تاسيس دانشگاه شادروان دكتر محمد علي مجتهدي از استادان دانشگاه

تهران مسئول راه اندازي و اداره دانشگاه شد. به موازات آن هيات امنا انتخاب و از

استادان ممتاز وشايسته دعوت به عمل آمد . سپس فعاليت هاي آموزشي و اداري

 دانشگاه در ساختمان و زمين واگذاري وزارت آموزش و پرورش به مساحت 000/20 متر

 مربع در محل فعلي آغاز شد. در ابتدا چهاردانشكده مهندسي مكانيك , مهندسي برق ,

 مهندسي شيمي و مهندسي متالوژي راه اندازي وپذيرش دانشجو در سال بعد از طريق

 آزمون ورودي انجام شد. در سال 1346 نظام آموزشي دانشگاه به نظام واحدي تبديل شد.

در همين سال دانشكده هاي فيزيك , رياضي و مديريت صنعتي و اقتصاد نيز كار خود راآغاز كردند.

در سال 48 دانشكده شيمي تاسيس و دانشكده مديريت صنعتي و اقتصاد به دانشكده

 مهندسي صنايع تغيير نام يافت .در سال 50 دانشكده مهندسي سازه پايه گذاري شد.

 اين دانشكده در سال 1361 به دانشكده مهندسي عمران تغيير نام يافت . در سال 1366

 دانشكده مهندسي كامپيوتر تاسيس شد ومستقلا نسبت به گرفتن دانشجو در رشته هاي

 نرم افزار وسخت افزار اقدام كرد. از سال 1374 تاكنون نيز دانشكده هاي مديريت و اقتصاد ,

 مهندسي هوا فضا و گروه هاي فلسفه علم و مهندسي سيستم هاي انرژي و شعبه

 بين المللي دانشگاه در كيش به مجموعه مراكز آموزشي دانشگاه افزوده شده اند.

دانشگاه صنعتي شريف در حال حاضر در دانشكده هاي خود درمقاطع مختلف كارشناسي ,

 كارشناسي ارشد و دكتري فعاليت خود را آغاز نموده است . دانشگاه صنعتي شريف در

سال 1384 , چهلمين سال تاسيس خود را جشن خواهد گرفت . به اين منظور با همراهي

 انجمن فارغ التحصيلان برنامه هاي متنوعي تدارك ديده شده است كه به اطلاع هم

دانشگاهيان وعلاقمندان خواهد رسيد.

روساي دانشگاه صنعتي شريف از بدو تاسيس تاكنون
 

 

دكتر محمد علي مجتهدي از سال 1344 تا سال 1346 رياست

دانشگاه صنعتي شريف را برعهده داشت و در اين مدت نقش

مهمي در پايه گذاري و ايجاد فيزيك دانشگاه ايفا كرد.او مديري

توانمند بود و اعتقاد داشت كه هيچ چيز به اندازه نظم و اصول

 نمي تواند دانش آموزان ايراني را به درجه تعالي برساند.

دكتر مجتهدي فردي فوق العاده جدي بود كه نه تنها تمام عمر

 خود را در محيط آموزشي گذراند بلكه موفق به فراهم آوردن

 و اداره محيطي تحصيلي و اخلاقي شد.
 

دكتر محمد رضا امين از سال 1347 تا 1351 رياست دانشگاه

صنعتي شريف را برعهده داشت . او شخصي كليدي در طراحي

 ساختار دانشگاه بود. مكانيزمهاي آموزشي ,پژوهشي , ارزيابي ,

رفاهي , اداري , مالي و.... اكثرآ درزمان ايشان طراحي شد.


مرحوم دكتر امين مي گفت :

آرزوي آن روز من آن بود كه اگر دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف

 باشم به فارغ التحصيلي آن افتخاركنم و اگر استاد آن باشم

 بتوانم آزادانه به تحقيق و تدريس بپردازم و در اتخاذ تصميمات

 آموزشي و پژوهشي شركت كنم.
 

 

 

 

دكتر فضل اله رضا
از بهمن 46

دكتر حسين تصر
از آذر 51

دكتر مهدي ضرغامي
از تير 54

دكتر عليرضا مهران
از شهريور 56

مرحوم دكتر حسين علي انواري
از شهريور 57

دكتر محمد علي رنجبر
از مرداد 58

 
     
  دكتر عباس انواري
از مهر 59،فروردين 64
دكتر علي اكبر صالحي
از آذر 61،دي 68
دكتر سيد محمد اعتمادي
از شهريور 72
دكتر سيد خطيب الاسلام صدر نژاد
از مهر 74

دكتر سعيد سهراب پور
از مرداد 76

   
   
+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/10/01 و ساعت |
 
 
 
 کتاب "جهاد النفس" امام خمینی(ره)به زبان آلمانی ترجمه شد. 

 

مؤسسه هادیتک (m-haditec) آلمان به تازگی ترجمه‌ای را از کتاب "جهاد النفس" امام خمینی(ره) به زبان آلمانی ترجمه و منتشر کرده است.

مؤسسه هادیتک این کتاب را در 44 صفحه و با قیمت 6 یورو عرضه کرده است.

در ابتدای کتاب آمده است: "در اثر پیش رو، موضوع بر سر مبارزه انسان علیه بدی های خویشتن خویش است. این بخشی از یک مجموعه از توضیحات بر چهل حدیث امام خمینی است."

به گزارش مهر در مقدمه کتاب، زندگینامه امام این چنین تشریح شده است: سید روح الله در سال 1900 در شهر خمین متولد شد. عنوان سید به تبار وی باز می‌گردد و نامش "روح الله" (روح خدا) لقب حضرت عیسی فرزند حضرت مریم بازمی‌گردد. پس از اجرای قانون نام فامیل در ایران، ایشان شهرت "خمینی" (اهل خمین) را انتخاب کرد. ایشان این جهان را در سوم ژوئن 1989 ترک کرد و در منطقه شهدای بهشت زهرای تهران مدفون شد و بر روی آرامگاه‌شان مرقدی بنا گردید که چهار مناره 91 متری دارد. ارتفاع 91 متر با سن و سال ایشان بر اساس سال قمری مطابقت دارد.

اولین ترجمه آلمانی از این کتاب، پیشتر در سال 1986 در نشریه "الفجر" مرکز اسلامی هامبورگ منتشر شده بود.

از میان گردآورندگان این کتاب می‌توان به "فاطمه ای. کلینگ" اشاره کرد که سال‌ها پیش کل این کتاب را از روی یک ترجمه انگلیسی به زبان آلمانی برگرداند.
 

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/09/29 و ساعت |

 

 دکتر محمدعلی مجتهدی 

 

(بنیانگذار دانشگاه صنعتی شریف)

   

 تهیه وتنظیم:ابراهیم کدیور       

 

 

 

نام و نام خانوادگی:

دكتر محمد علي مجتهدي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهرت:

مدير مدرسه البرز (بنیانگذار دانشگاه صنعتی شریف)

 

 

تحصیلات:

دكتراي مكانيك از دانشگاه سوربن فرانسه

 

 

زمینه فعالیت:

آموزشي

 

 

سوابق کاری:

 

 

 

 

محمد علي مجتهدي در سال 1287 شمسي در لاهيجان متولد شد. پس از تحصيلات مقدماتي در گيلان در 17 سالگي به تهران آمد و وارد مدرسه دارالمعلمين شد. در مدرسه شرف از معلمين فرانسوي زبان فرانسه را فرا گرفت. پدرش محمود مجتهدي از خورده مالكين بود. مادرش را در دو سالگي از دست داد.محمد علي مجتهدي در سال 1310 در امتحان اعزام محصل به خارج شركت كرد و به فرانسه رفت. ليسانس خود را در رشته رياضي و دكتراي خود را از دانشگاه سوربن در رشته مكانيك گرفت.
دكتر مجتهدي پس از مراجعت به ايران از سال 1317 شروع به تدريس كرد و پس از پايان خدمت وظيفه به سرپرستي قسمت شبانه روزي دبيرستان البرز منصوب شد كه ضمناً تدريس هم مي كرد. از مرداد سال 1323 دكتر مجتهدي مدير مدرسه البرز شد و تا سال 1358 اين سمت را بر عهده داشت و يكي از منظم ترين مدارس متوسطه را در ايران اداره كرد كه عده زيادي از تحصيل كرده هاي امروز كشور ما از فارغ التحصيلان دبيرستان البرز مي باشند.دكتر مجتهدي مديريت مدرسه البرز را بر هر كاري ترجيح مي داد و مدت 34 سال آن را با قدرت اداره كرد .
دكتر مجتهدي اسامي شاگردان خود را همواره در جيب داشت و در ميهماني ها با والدين آنها دربازه طرز تحصيل فرزندانشان صحبت مي كرد. اين كتابچه ها 37 جلد مي باشند كه نزد خانواده مجتهدي به يادگار مانده است.
دكتر مجتهدي مدتي دانشگاه صنعتي آريامهر را تصدي مي كرد و چندي رئيس دانشگاه ملي و رئيس دانشگاه شيراز گرديد و حتي به او پيشنهاد شد كه سرپرستي محصلين را در خارج از كشور بپذيرد ولي او مديريت مدرسه البرز را بر هر كاري ترجيح مي داد.در سال 1371 از دكتر مجتهدي دعوت شد كه به ايران برود و ضمن تقدير از خدماتش جايزه اي بين دانشجويان دانشگاه شريف ( آريامهر ) توزيع گرديد كه نام جايزه ( دكتر مجتهدي ) بود .
در چند سال قبل در كشورهاي مختلف جهان دانشجويان سابق البرز دور هم جمع شده در تجليل از دكتر مجتهدي مراسمي برپا داشته و از استاد نيز دعوت كرده بودند.
دكتر مجتهدي كه بر اثر مرگ دخترش در اثر ابتلا به بيماري سرطان فوق العاده رنجور شده بود در خرداد ماه ۱۳۷۶ در شهر نيس در 89 سالگي درگذشت كه از او در داخل و خارج تجليل شد .

 

  

 سخنرانی دکتر مجتهدی در لس آنجلس(بسیار زیبا و دیدنی است )

 

* لینک pdf ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺷﻨﻴﺪﻧﻲ ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﻲ ﻣﺠﺘﻬﺪﻱ در دانشگاه صنعتی شریف( برگرفته شده از نشریه دانشمند،شماره ۳۴۵ تیرماه ۱۳۷۱):

 *لینک  صوتی خاطرات ﺩﻛﺘﺮ  محمد علیﻣﺠﺘﻬﺪﻱ گیلانی  در مصاحبه با  حبیب لاجوردی-ایالت ماساچوست.(بسیار آموزنده و شنیدنی):  Audio 1a | Audio 1b 

 

خاطرات دکتر محمدعلی مجتهدی (رییس دبیرستان البرز، بنیانگذار دانشگاه صنعتی شریف)

کتاب خاطرات ﺩﻛﺘﺮ  محمد علیﻣﺠﺘﻬﺪﻱ گیلانی

 

 

  دکتر مجتهدی با جمعی از اساتید و دانش آموزان دبیرستان البرز

 منابع:

         فارسی:

  1- صداوسیمای مرکز گیلان

2- انجمن دانشگاه صنعتی شریف-شاخه اروپا

3- کتاب خاطرات محمدعلی مجتهدی- ویراستار حبیب لاجوردی

4- مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد- طرح تاریخ شفاهی ایران

5- سایت ویکیپدیا (فارسی )

6- نشریه دانشمند- شماره 345- تیرماه 1371

  انگلیسی:

۱-      http://www.wikipedia.org

2-      http://my.alborzi.com

3-      http://www.suta.org

4-      http://www.sharif.edu

5-      http://www.aut.ac.ir

6-      http://www.farhangsara.com

7-      Harvard University Center for Middle Eastern Studies ( Iranian Oral History Project)

8-      Society Of Alborz High school  Graduates

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/09/23 و ساعت |

 ( از نوآوری تا شکوفایی)   

 

پروفسور فضل الله رضا

 

 (مغز متفکر ناسا و از پایه‌گذاران نظریه اطلاعات و مخابرات در جهان )

پروفسور فضل الله رضا در رشت به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان برد و دیپلم را در تهران و ليسانس خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه تهران گرفت. در سال ۱۳۲۴ مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه كلمبیا در امریکا و دکترای خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه مؤسسه تکنولوژی نیویورک (دانشگاه نیویورک فعلی) دریافت کرد. وی پس ازدکترمحمدعلی مجتهدی گیلانی به عنوان دومین رئیس دانشگاه صنعتی شریف انتخاب شد. 

سوابق دانشگاهی

طی سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ عضو گروه مهندسی برق دانشکده مهندسی دانشگاه کاتولیک آمریکا و سپس دانشگاه ام آی تی در بوستون امریکا بود و بین سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۷ در گروه مهندسی دانشگاه سیراکیوز در ایالت نیویورک عضویت داشت. پروفسور رضا در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ استاد مهمان در دانشگاه‌های مرکزی سوییس، کپنهاک دانمارک و دانشگاه کلرادو در بولدر امریکا و پاریس بوده است. پروفسور رضا از سال ۱۳۵۷ تاکنون استاد دانشگاه‌های کنکوردیا در مونترئال در کبک کانادا و دانشگاه مک‌گيل مونترئال است. او همچنین رییس افتخاری کنفرانس مهندسی برق ایران، استاد افتخاری دانشگاه تربیت مدرس، رییس انجمن علمی ایرانیان در امریکای شمالی، رییس گسترش زبان و ادب فارسی و مشاور و همکار فعال مؤسسات علمی و ادبی فراوانی بوده است. پروفسور رضا یکی از پایه‌گذاران نظریه اطلاعات و مخابرات در جهان است و تحقیقات گسترده‌ای در زمینه ظرفیت شنون و ارسال حداکثر اطلاعات در کانال‌های مخابراتی نویزدار، نظریه اطلاعات و فرایندهای تصادفی، سیستم‌های خطی آنالیز عمومی، نظریه سیستم‌ها و مدارها، نظریه کنترل سیستم‌های پویا، فضاهای خطی، انتقال و تلفات انرژی در شبکه‌های n دهانه‌ای انجام داده است.

 

 پروفسور رضا معتقد است که نباید سنت‌های ملی و دینی را آسان از

 

 دست داد و در وضع كنونی جهان، خردگرایی به تنهایی نمی‌تواند

 

جوامع جهان سوم را با جهش یک روزه به رده اول اقتصاد و

 

تکنولوژی برساند.

مشاغل دولتی

 ریاست دانشگاه صنعتی شریف، ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۷ - ریاست دانشگاه تهران - سفیر ایران در یونسکو، ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۳-  سفیر ایران در کانادا، ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷

آثار علمی

تحلیل شبکه‌های برق، تئوری اطلاعات، فضاهای خطی، برگ بی برگی، حدیث آرزومندی، مهجوری و مشتاقی، پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی، دیده‌ها و اندیشه‌ها، نگاهی به شاهنامه  و نگارش مقالات علمی فراوان در زمینه ی مهندسی برق وادبیات ایران زمین.

سخنرانی پرفسور رضا در دومین همایش چهره های ماندگار:

 

Play

چند تا از کتاب های پرفسور رضا:

پژوهشی در اندیشه های فردوسی: تفسیر و تحلیل شاهنامه، برگزیده اشعارراز آفرینشبرگ بی برگی، مجموعه مقالات فرهنگی

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/09/23 و ساعت |
 

 

 

 

جهان قهرمان محمود نامجو 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نابغه وزنه برداری ایران و جهان، در سال 1297 در تکیه مستوفی رشت دیده به جهان گشود. پدرش تقی خان، فردی علاقمند به ورزش بود که در رشت کارگاه سیگارسازی و جعبه سازی داشت. محمود نامجو در دوران نوجوانی، به همراه جمعی از دوستانش گروه آکروباتی راه اندازی کردند که در شهرهای مختلف به اجرای نمایش می پرداختند. بدن ورزیده او و انعطاف فوق العاده اش باعث شد خیلی زود جذب ورزش باستانی شود. او فنون اولیه ورزش را در گود زورخانه آموخت و قبل از هفده سالگی در این رشته که درآمیخته با فرهنگ اصیل ایران زمین بود، چنان تبحر یافت که بسیاری از پهلوانان آن زمان تهران به وی احترام می گذاشتند.

 

 

 

در سال 1316، در کلوپ ورزشی استاد میرمهدی ورزنده نام نویسی کرد و به تمرین شمشیربازی و ژیمناستیک پرداخت. ورزش وزنه برداری در آن سال ها بسیار ناشناخته بود و تنها عده قلیلی با امکانات بسیار محدود به این ورزش می پرداختند. جمعی از ایشان ازجمله عبدالله نادری در کلوپ ورزنده تمرین می کردند. نامجو در آن جا با وزنه برداری آشنا شد و به علت قدرت بدنی فوق العاده اش خیلی زود جذب این رشته ورزشی گردید و در سال 1319 در مسابقات وزنه برداری قهرمانی کشور، در دسته پروزن با ثبت رکورد 250 کیلوگرم قهرمان شد و 5/32 رکورد ایران را که متعلق به هفت صندوقها بود، شکست.

فدراسیون وزنه برداری ایران به همت عبدالله نادری و امانوئل پادگورنی در سال 1318 تأسیس شد ولی به علت وقوع جنگ جهانی دوم تا سال 1946 برای عضویت در فدراسیون جهانی منتظر ماند. در طی این سال ها نامجو در رقابت های پروزن و سپس خروس وزن بی رقیب بود و رکوردهای فوق العاده ای از خود برجای می نهاد. با تلاش فدراسیون و وزنه برداران شاخص آن دوران، تیم ملی وزنه برداری برای نخستین بار در سال 1947 برای حضور در مسابقات اروپایی فنلاند عازم سفری برون مرزی شد ولی به علت امکانات بسیار کم و عدم آشنایی به شرایط بین المللی، این تیم دیر به فنلاند رسید و عملاً نامجو از رقابت با خروس وزنان شرکت کننده بازماند. پس از آن، او مدتی به همراه تیم ملی و سپس انفرادی در کشورهای مختلف ازجمله سوئد و مصر مسابقه داد و برای نخستین بار در مصر موفق به شکستن رکورد دنیا در حرکت دو ضرب شد.

تیم ملی وزنه برداری ستون اصلی کاروان ورزشی ای بود که در سال 1948 اولین حضور ورزش ایران در بازی های المپیک را تجربه می کرد. محمود نامجو با آمادگی فراوان و رکوردهای فوق العاده، بخت اول کسب مدال طلا در دسته خروس وزن به شمار می رفت ولی در روز مسابقه به علت عدم هضم  غذایی که با ناآگاهی اطرافیان خورده بود، نتوانست قدرت خود را در مبارزات حرکت پرس و یک ضرب نشان دهد و زمانی قدرت خود را بازیافت که تنها حرکت دوضرب باقی مانده بود. در حرکت دوضرب، نامجو 5/122 کیلوگرم وزنه برداشت و هرچند رکورد جدیدی برای جهان و بازی های المپیک برپا نمود ولی از دست یابی به مدال بازماند.

یک سال پس از حادثه المپیک لندن، محمود نامجو در شونینگن هلند با ثبت رکورد 315 کیلوگرم، نخستین مدال طلای تاریخ ورزش ایران در یک رقابت جهانی را بر گردن آویخت.

در سال های 1950 و 1951 او بار دیگر قهرمان دسته خروس وزن مسابقات جهانی شد و در طی این سال ها بارها و بارها رکوردهای جهانی را بهبود بخشید. زمانی که به همراه کاروان ورزشی ایران در اولین دوره بازی های آسیایی در دهلی نو حضور یافت، یکی از شناخته شده ترین قهرمانان حاضر در آن جا بود. در رقابت های وزنه برداری، او رکورد جهان را فرو ریخت تا نخستین رکورد شکن جهانی تاریخ بازی های آسیایی لقب بگیرد.

پیش از المپیک 1952 هلسینکی، نامجو رکورد 320 کیلوگرم را بارها در تمریناتش تکرار کرد ولی در اثر یک حادثه رانندگی در تهران دچار آسیب دیدگی در ناحیه کمر شد و علیرغم تلاش فراوان نتوانست بهبودی خود را تا شروع مسابقات به دست آورد. زمانی که کاروان های ورزشی کشورها در هلسینکی حاضر شدند، پادشاه فنلاند به محمود نامجو و امیل زاتوپک قهرمان شهیر دوومیدانی المپیک از کشور چکسلواکی، مدال افتخار داد و از آن ها دعوت کرد تا روزی را با هم باشند. این رویداد، خود نشان دهنده اوج محبوبیت و شهرت محمود نامجو به عنوان قهرمان بزرگ وزنه برداری جهان در آن دوران است. در رقابت های وزنه برداری دسته خروس وزن، نامجو به علت آسیب دیدگی از تکرار رکوردهای خود بازماند و با ثبت 5/307 کیلوگرم به مدال نقره رسید.

تیم ملی وزنه برداری ایران به علت شرایط نامساعد سیاسی در سال 1332 نتوانست در رقابت های جهانی 1953 شرکت کند. یک سال بعد نامجو در وین از سکوی نخست جهانی دور ماند و در 36 سالگی به مقام نایب قهرمانی جهان رسید. در این سال ها، علیرغم افزایش سنش و ظهور وزنه برداران جوان و پرقدرت شوروی و آمریکا در دسته خروس وزن، نامجو موفق به کسب سه مدال برنز در مسابقات جهانی 1955 و 1957 و بازی های المپیک 1956 ملبورن شد تا در زمره پرافتخارترین وزنه برداران تاریخ این رشته قرار گیرد.

پهلوان شایسته ورزش ایران به درخواست اهالی وزنه برداری پاسخ مثبت داد و به منظور کسب امتیاز برای تیم ایران در سن چهل سالگی در بازی های آسیایی 1958 توکیو شرکت کرد و موفق به کسب مدال نقره شد. این آخرین میدان اسطوره وزنه برداری ایران بود.

شادروان نامجو علاوه بر وزنه برداری، استاد مسلم ورزش باستانی بود و در ژیمناستیک، شمشیربازی، شنا، اسکی روی آب و حتی هنرهای رزمی تبحر داشت. در سال 1330، به ریاست فدراسیون ژیمناستیک منصوب شد و در دوران ریاستش، تیم ملی ایران به مقام پنجم رقابت های بین المللی فلورانس ایتالیا دست یافت.

او قهرمانی بااخلاق بود که روح پهلوانی را تا روزی که زنده بود با خود حفظ کرد و یک لحظه ارتباطش با معبود قطع نشد. چندی پیش از وفاتش در مراسمی که به منظور تجلیل از زحمات او برای ورزش ایران برپا شده بود، در حالی که پاهایش دیگر توان تحمل وزنش را نداشت، قرآنی را بردستان خود بلند کرد و جوانان و ورزشکاران را به پیروی و عمل به آن سفارش نمود.

پهلوان محمود نامجو، پس از چندسال مبارزه با بیماری سرطان، در سی ام دی ماه 1368 در تهران دیده از جهان فروبست.

 

وب سایت پهلوان محمود نامجو:   http://namjoo.parssport.ir/default.htm

 

 
 
+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/09/19 و ساعت |

 

بسمه تعالی

با عرض سلام وادب 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

همان طور كه مستحضرهستيد با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در جهت نام گذاري  سال  ٨٧  به نام سال«نوآوري و شكوفايي »و اهتمام جامعه علمي و فرهنگي كشور در جهت تحقق بخشيدن به فرمايشات ايشان و فراهم كردن زمينه هاي مناسب براي گسترش نوآوري و شكوفايي در تمامي عرصه هاي علمي و فرهنگي ومعنوي، بر آن شديم تا طرح جديدي را تحت عنوان « آشنايي با مفاخر ايراني »  جهت شناساندن مشاهير و مفاخر گرانقدر ايراني كه نقش بزرگي در جهت شكوفايي و نوآوري در سطح كشور و جهان ايفا كرده و همواره براي برافراشتن هر چه بيشتر نام اسلام عزيز و ايران در سطح بين المللي تلاش مي كنند، برگزار نمائيم . اميدواريم كه همه بتوانيم با الگو قرار دادن اين مفاخر گرانقدر، هر چه بهتر در جهت نو آوري و رسيدن به افق هاي شكوفايي و عزت قدم برداشته و نقش موثري براي اعتلاي كشور عزيزمان ايران در عرصه هاي مختلف علمي و فرهنگي در سطح منطقه و جهان ايفا كنيم .

 ان شاء…

 

ابراهيم كديور

 

                      دبيرهمايش آشنايي با مفاخر ايراني                     

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/09/17 و ساعت |

 

پروفسور مجید سمیعی 

  

 

پروفسور مجید سمیعی در مراسم افتتاح موزه خود که در مجموعه فرهنگی هنری سعدآباد به همت سازمان میراث فرهنگی برگزار شد این روز را یک روز تاریخی برای ایرانیان و حتی جهانیان دانست وگفت: موزه ام را به پل ارتباط ایران و آلمان تبدیل می کنم.

 

 پروفسور سمیعی گفت: ایجاد این موزه برای فردی که در ایران به دنیا آمده و راه رفتن را در آنجا یاد گرفته و معلم های ایرانی به او درس اجتماع داده اند، سعادتی بس بزرگ است.

وی با بیان اینکه زندگی من به دو قسمت تقسیم می شود: یکی در ایران و دیگری در آلمان، ابراز امیدواری کرد این موزه را به موزة برادری و دوستی دو کشور ایران و آلمان تبدیل کند.

 

وی با اشاره به اهمیت دادن صدراعظم سابق آلمان به علم و دانش، گفت: در زمان حضورم در آلمان ، نخستین کسی که با من تماس گرفت این فرد سیاستمدار بود در حالی که من هیچ وقت در تمام عمرم هیچ ارتباط سیاسی با هیچ گروه و حزبی نداشته ام و ندارم.

پروفسور سمیعی در عین حال ابراز امیدواری کرد وجود شرودر در ایران ارتباط خوبی بین دو ملت و دولت ایران و آلمان فراهم کند.

وی افزود: از مردم می خواهم وقتی به این موزه می آیند به من توجه نکنند بلکه به کارهای علمی و تحقیقات صورت گرفته و این که چه شاگردانی در این راه تربیت یافته اند، توجه کنند.

پروفسور سمیعی همچنین در این مراسم از پروفسور روت، رئیس چند موزه بزرگ در آلمان تقدیر کرد.

پروفسور روت نیز در این مراسم گفت: این کار مهم نشان دهنده اهمیت دادن وافر ایرانیان به روشن نگاه داشتن شعله علم در جهان است.

پروفسور سميعي: آينده مثبتي را براي گيلان مي بينم

 

 

 
رئيس مرکز بین المللی علوم اعصاب هانوفر در آلمان و رئیس جراحان  مغز و اعصاب جهان
 
 گفت: آينده مثبتي را براي استان گيلان مي بينم.
 پروفسور مجيد سميعي عصر روز جمعه در جمع خبرنگاران رسانه هاي گروهي استان گيلان در هتل کادوس رشت افزود: گيلان جايگاه خوبي را به لحاظ پزشکي دارد.
وي با تاکيد بر لزوم همراهي همه افراد براي پيشرفت کارها، اظهارداشت: استاندار زماني مي تواند موفق شود که همه وي را همراهي کنند و امکانات در اختيارش بگذارند.
پروفسور سميعي خاطر نشان کرد: هر چه انرژي دارم و آنچه که مقدور باشد براي رشت و استان گيلان انجام خواهم داد.
وي افزود: صدر اعظم سابق آلمان گفتند که بورس تحصيلي براي پزشکان زير 35 سال در نظر گرفته شده که در مرکز علوم اعصاب هانوفر آموزش ببينند.
صدراعظم سابق آلمان نيز در اين نشست خبري پيشرفت هاي ايران را در بخش هاي مختلف خوب توصيف کرد.
به گزارش خبرنگار ايرنا، "گرهارد شرودر shroder Gerhard" افزود: پروژه مرکز آموزشي درماني تخصصي جنرال رشت مي تواند در سطح بالايي نياز بيماران را برطرف کند.
وي اظهار داشت: فعاليت اين پروژه را مي توان در سه محور اصلي شامل رسيدگي به بيماران، درمان بيماران و آموزش براي پزشکان و متخصصان جوان نام برد.
صدراعظم سابق آلمان و دوست صمیمی اش پروفسور مجيد سميعي به منظور کلنگ زني بزرگترین مرکز آموزشي درماني تخصصي گيلان در رشت به نام "پروفسور سميعي" در سفري يک روزه به رشت آمده بودند.

 

 

 پروفسور سمیعی:به پزشکی جدید در ایران امیدوارم

پزشک متخصص ایرانی مقیم المان که در تهران بسر می برد ابراز امیدواری کرد با راه اندازی این مؤسسه بین المللی علوم اعصاب، از این پس برنامه های پزشکی وی که در آلمان اجرا می شد در سطحی بالاتر در ایران اجرا شود.
 

به گزارش واحد مرکزی خبر ،پروفسور سمیعی با بیان اینکه این مؤسسه خیریه با همت شاگردانش تأسیس شده است، از همة خیرین ایرانی خواست برای کمک به این مؤسسه همت کنند.

وی افزود: در حال حاضر من تمام امیدم را از 70 میلیون ملت خوبم برای آغاز فعالیت های پزشکی جدید در ایران کسب کرده ام.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز در این مراسم گفت: در یکی دو سال گذشته سعی کردیم همکاری مان را با مراکز درمانی و مؤسسات مطالعاتی آلمان افزایش دهیم.

دهقان گفت: انشاء الله این دیدار و این افتتاح، آغاز پر خیر و برکتی برای مداوای جانبازان باشد.

در این مراسم هم چنین گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان، پروفسور سمیعی را پزشک اول مغز و اعصاب در جهان عنوان کرد و گفت: آقای سمیعی صاحب مکتب سمیعی در جهان است.

شرودر افزود: پروفسور سمیعی علیرغم همة عناوینی که به او پیشنهاد کرده اند، سمت پزشکی و طبابت خود را در حد اعلایی حفظ کرد.

در مراسم گشایش موسسه بین المللی علوم اعصاب ایران که در زمان مخابره خبر ادامه دارد علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، شیخ عطار سفیر ایران در آلمان و جمعی دیگر از مسئولان کشورمان حضور دارند.

اعلام تاسيس موسسه بين المللي علوم و اعصاب ايران و کنفرانس خبري با حضور دکتر دهقان رييس بنياد شهيد و امور ايثار گران،گرهاردشرودر صدراعظم سابق آلمان و پروفسور سميعي رييس مرکز جراحان مغز و اعصاب جهان پنج شنبه شب در هتل استقلال تهران برگزار شد.1/12/1387 
 

 

  

 گفتگو ی زیبا و دیدنی با پروفسور مجید سميعي - برنامه ی ماه نشين

 صدا و سیمای مرکز گیلان

بخش اول گفتگو-۸۷

بخش دوم گفتگو-۸۷

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/05/07 و ساعت |

 

پروفسور مجيد سميعي

 

 
 

 

 

نام و نام خانوادگی:

 

مجيد سميعي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهرت:

رئیس جراحان مغز واعصاب جهان

 

 

زمینه فعالیت:

جراح مغز و اعصاب

 

 

کتب:

 

 

 

 

 

 

كتب : 1- برش نگارش پنومو آ ستفال 2- جنبه هاي نوين اعصاب محيطي 3- اعصاب جمجمه اي 4- ضربه هاي وارده بر قاعده مغز 7- ضايعات اعصاب محيطي 8- جراحي منطقه زين تركي و سينوسها ي پيرامون 9- جراحي منيژيم مغز 10- جراحي كليوس 11- روشهاي نوين باز سازي استخوان دوخت عروق و اعصاب و نيز پيوند در جراحي پلاستيك و جراحي ترميمي 12-جراحي قاعده مغز 13- اطلس جراحي قاعده جمجمه

 

 

 

تحقیقات:

 

 

 

 

 

مقالات علمي در خصوص دستگاه عصبي مركزي و محيطي

 

 

 

سوابق کاری:

 

 

 

 

 

 

 

پروفسور مجید سمیعی در یک خانواده معروف گیلانی به سال 1316هـ.ش در تهران متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رسانید و سپس عازم آلمان گردید. رشته های بیولوژیکی و پزشکی را در دانشگاه ماینتس به پایان رسانید و سپس دوره ی تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال 1349 به اخذ درجه ی تخصص در این رشته نایل آمد. وی کار علمی را با سمت استادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد. پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت. در سال 1351 به اخذ درجه ی پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه ماینتس نایل گردید. ضمن کارهای پزشکی و تدریس، لحظه ای از تحقیق و تتبع غافل نبود و در زمینه تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی اعصاب محیطی مطالعات ارزنده ای انجام داد. در سال 1350 اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال 1356 نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تأسیس نمود. تجربیات پیوند اعصاب محیطی و بازسازی اعصاب مغز توجه پروفسور سمیعی را به مشکلات جراحی در قاعده ی جمجمه جلب کرد و در این زمینه اولین گامهای پیشرفت را برداشت که مورد توجه جهان پزشکی قرار گرفت. در سال 1356، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانور به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به وی اعطا شد و در سال 1366 دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب را به وی پیشنهاد کرد. در سال 1367 با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانور به کار پرداخت. از سال 1367 تا 1371 ریاست انجمن بین المللی قاعده ی جمجمه را به عهده داشت و از سال 1371 تا کنون ریاست جراحان مغز و اعصاب جهان را عهده دار است. بخشی از تجربیات علمی او در 1۵ کتاب و بیش از ۵۰۰مقاله ی علمی منعکس شده است. برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال1367 نشان خدمت درجه 1 دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزه ی علمی استان نیدرزاکس آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد. پروفسور سمیعی، طی 25 سال اخیر، در بیش از 200 کنگره ی علمی شرکت و تجربیات پزشکی خود را ضمن سخنرانیهای متعدد ارایه نموده است. وی از سوی مجامع علمی پزشکی جهان تقدیرنامه ها و جوایز گوناگونی دریافت کرده و در حال حاضر در جهان پزشکی به عنوان جراح پیشتاز در رشته مغز و اعصاب شناخته شده است.

 

 

 

              مصاحبه با پرفسور مجید سمیعی در گفتگوی خبری ساعت۲۰ (آذرماه۸۷ )

   *وب سایت مرکز بین المللی علوم اعصاب آلمان(رئیس مرکز:پرفسور مجید سمیعی) :

http://www.ini-hannover.de/en/neurosurgical-center.html

 

    * فیلم اولین کنگره بین المللی جراحی مغز واعصاب (تهران-۸۶ ):

         http://www.youtube.com/watch?v=sHarXOautx4

 

 شاهکار معماری مرکز بین المللی علوم اعصاب آلمان

 

 برای اطلاعات بیشتر درباره ی پروفسور مجید سمیعی

به سایت آلمانی ام مراجعه کنید:

 

http://ekadivardeutsch.blogfa.com

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/30 و ساعت |

 

 

 ساختمان شهرداری رشت - تاسیس 1286ش

تندیس سردار جنگل میرزا کوچک جنگلی

تندیس حاج میرزا خليل رفيع نخستين شهردار رشت

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/26 و ساعت |

 

 هماي گیلانی

 

سعيد جعفرزاده هماي ، متولد 1358 در احمد سرگوراب شفت (درحومه فومن) بدنيا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود.

او ديپلم خود را از هنرستادن كمال الملك رشت ( مرکز استان گيلان) با موفقيت كسب نمود . به سبب وجود علاقه وافر ، او در رشته شعر ، آواز وآهنگ دانشگاه آزاد تهران قبول شد و با ساز تخصصي سه تار وپيانو تحصيلات خود را در دانشگاه بپايان رساند .

در زمينه هنر آواز ، افتخار شاگردي اساتيدي همچون فريدون پوررضا ، سيد كمال الدين عباسي ، هنگامه اخوان ، كريم صالح عظيمي را دارد و همچنين در باب زمينه شعر و ادبيات فارسي از محضر استايدي همچون استاد دكتر عليقلي محمودي بختياري ، استاد حبيب نبوي ، استاد محمود طياري و استاد دادبه ، بهره مند گرديد .

در اندك زماني ، هماي گيلاني توانست فعاليت هاي حرفه اي خود را در زمينه شعر، موسيقي و آواز بسط دهد ، و با موفقيت کنسرت هايي را اجرا نمايد . از جمله اجرای كنسرت های موسيقي اصيل در :
دانشگاه مديريت تهران ،
دانشگاه هنر تهران ،
دانشگاه فردوس خراسان ،
دانشگاه صنعتي شريف تهران ،
تالار وحدت ،
در جشنواره فجر
فضاي باز كاخ نياوران 
تور کنسرت های امریکا،
کنسرت گیلان ، فضای باز حوزه ی هنری

ملاقات با دوزخیان

 

اجرای گیلکی پرواز همای

http://www.homaymastan.com

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/25 و ساعت |

 

استاد فریدون پوررضا (خواننده و موسیقیدان گيلک)

فریدون پوررضا خواننده و موسیقیدان گيلک و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک گيلکی است.فریدون پوررضا در ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشا متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آریشگری پرداخت.

او از استادان آواز یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز نمود. او در همان سال نمایشنامه‌ای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.

شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود.از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران سیمین دانشور ، محیط طباطبائی ، منوچهر آتشی ، محمود عنایت ، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.

وی در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی رادر رشت برگزار نمود.

از آن تاریخ به بعد به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست می گیلان و گیله لو [۱] آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریال های کشور را از آن خود کرد.

فریدون پوررضا برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه داده است. او از ملودی های دیلمان ، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد . او با تحقیق در زمینه ء موسیقی ، بسیاری از ظرفیت های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.

فریدون پوررضا هم اکنون ساکن شهر رشت هستند.

فعالیت های او بدین شرح است :

  • چاپ مقالات تحقیقی در گیلان نامه ودیگر جراید
  • همکاری با جهانگیر اشرفی ودکتر علی عبدلی در گرد آوری "موسیقی گیلان و مازندران" است که اجرای کل آواهای گیلکی بر عهده وی بود. (این پژوهش به وسیله انجمن موسیقی ایران در ۶ نوار تکثیر شد و در تمام فرهنگ سراها موجود می باشد.)
  • عضویت در شورای فنی و آموزش های آزاد موسیقی وابسته به ارشاد
  • عضو هیئت داوران همایش دیلمان شناسی- شرکت در این همایش و اجرای آواز در تابستان ۱۳۸۴
  • تألیف کتاب ارزشمند موسیقی فولکلوریک گیلان به عنوان طرح پژوهشی.

 

اجرای معروف استاد فریدون پوررضا  در سریال پس از باران

اجرای استاد فریدون پوررضا در شبکه باران استان گیلان


+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/25 و ساعت |

 

 دکتر عزيز نبوي ( از پايه­گذاران آموزش حسابداري نوين در ايران)

 

دکتر عزيز نبوي در 1311 در بندر انزلي متولّد شد .وي تحصيلات اوليه را در زادگاهش گذراند. سپس به تهران آمد و پس از گذرانيدن ليسانس و فوق ليسانس علوم اداري در دانشگاه تهران در اولين دوره ي دكتري در ايران در رشته  اقتصاد در همان دانشگاه فارغ التحصيل شد .

وي در 1340 موفق به اخذ درجه ي دكتري علوم اداري در دانشگاه تهران با گرايش حسابداري از دانشگاه كاليفرنياي جنوبي شد.

دکتر عزيز نبوي پس از باز گشت به ايران با رتبه  استادي در دانشكده ي حقوق و علوم سياسي ،دانشكده  اقتصاد دانشگاه تهران و دانشكده اقتصاد دانشگاه ملي به تدريس پرداخت .

دكتر عزيز نبوي خدمات دولتي را در وزارت امور اقتصادي و دارايي آغاز كرد و سالها در مقام مشاور عالي وزارت دارايي، مشاور مالي وزارت كشور و مشاور مالي وزارت پست و تلگراف و تلفن بكار مشغول بود. مديريت مجله تجارت دانشكده حقوق و علوم اقتصادي دانشگاه تهران، عضويت در هيئت مديره انجمن حسابداران قسم خورده ايران، سردبيري مجله بانكها در وزارت دارايي و نمايندگي دولت ايران در كنفرانس جهاني امور مالي در ايتاليا در سال 1964 ميلادي از ديگر اموري بود كه ايشان به آنها اشتغال داشت.

او ايده ايجاد يك دانشكده را داشت، آن را اجرا كرد و موفق هم بود. تاسيس موسسه عالي حسابداري در سال 1343 كاري بزرگ و دشوار بود كه آن را به انجام رساند و با آموزش حسابداري در سطح دانشگاهي و تخصصي موجب شد كه دگرگوني شگرفي در كار و زندگي شمار زيادي از جوانان آن روزگار پديد آيد. زنده ياد دكتر عزيز نبوي ذهني پر از ايده داشت: تحقيق، تاليف، ساخت و كارآفريني.

حاصل كار دكتر نبوي، دانش­آموختگان موسسه عالي حسابداري هستند كه بسياري از آنها در كار و زندگيشان موفقند. وجود شمار قابل توجهي استاد دانشگاه در ايران و كشورهاي ديگر، وجود شمار بيشتري حسابدار حرفه­اي و وجود شمار مديران بسيار در بين آنها نشانه موفقيت ايشان است. دكتر عزيز نبوي را مي­توان يكي از پايه­گذاران آموزش حسابداري نوين در ايران به­شمار آورد.

دكتر نبوي علاوه بر 30 سال تدريس در دانشكده­هاي مختلف در ايران، آمريكا و سوئيس، پژوهشگر و مولف مجموعه 2 جلدي اصول حسابداري است كه تاكنون چندين بار تجديد چاپ شده است. ويژ­گي اصلي اين دوره دو جلدي پرداختن به تمامي جنبه­هاي حسابداري و كوشش در انطباق مطالب با اوضاع و احوال ايران است. ايشان مولف كتاب اصول حسابرسي و اصول حسابداري دولتي است و داراي تاليفات متعدد به زبان انگليسي و فرانسه مي­باشد.

وي از سال 1355 به بعد در دانشگاه سوئيس و مدّت ها نيز در دانشگاه اروپايي سوئيس دروس حسابداري مالي ،حسابداري مديريت و روش علمي تحقيق را تدريس نمود. نبوي با درك اوضاع و احوال اقتصادي كشور در دهه 1340 كه دوره ي رشد شتابان صنعت كشور بود ،آموزش را سرلوحه ي كارش قرار داد و از طريق برنامه ريزي هاي علمي توانست بيش از 5800 فارغ التحصيل رشته هاي حسابداري صنعتي ،حسابرسي و حسابداري دولتي را پرورش دهد.بسياري از اعضاي انجمن ها و جوامع حرفه اي و علمي حسابداري كشور پيشرفت خود را مرهون خدمات ارزنده ي شادروان عزيز نبوي مي دانند .

كتاب دو جلدي اصول حسابداري و جلد اول اصول حسابرسي از شاهكارهاي به ياد ماندني حسابداري است كه تاكنون بيش از 45 بار تجديد چاپ شده اند .

زنده­ياد دكتر عزيز نبوي روز شنبه 10 آبان 1382 وفات يافت و در شهر مونترو سوئيس به خاك سپرده شد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/25 و ساعت |

 

استاد ابراهیم پورداود

ابراهیم پسر حاجى داود - یکى از مالکان و تجار بنام گیلان - در آدینه بیستم بهمن ماه ۱۲۶۴ خورشیدی ( و در جایی دیگر گفته شده در تاریخ ۱۵  اسفندماه ) در محله سبزه میدان رشت تولد یافت.خود درباره کودکى اش گفته است: «در کودکى بسیار ناآرام بودم. باید همین سرکشى طبع باشد که مرا به دگرگون حرف زدن کشاند.»
تحصیلات
مى نویسد: «در زاد و بوم خود رشت در مکتب، اندکى خواندن و نوشتن آموختم… در آن روزگاران هنوز در رشت مدارس جدید وجود نداشت. پدرم که از بازرگانان و ملاکین بود میل داشت که من و برادرانم چیزى بیاموزیم، ناگزیر مرا به مدرسه «حاجى حسن» فرستاد. سال ها در آنجا صرف و نحو خواندم و از رئیس آن مدرسه سید عبدالرحیم خلخالى که در ۲۹ خرداد ۱۳۲۱ در تهران به بخشایش ایزدى پیوست، استفاده کردم.»در اردیبهشت ۱۲۸۴ خورشیدی به اتفاق برادرش سلیمان داود زاده و استادش زنده یاد خلخالى به تهران آمده و به اختیار خود از علوم متداول آن دوره، طب قدیم ایران را برگزید. چند ماهى نیز در مدرسه «آلیانس فرانسه» مقدمات فرانسه را آموخت.پدرش اجازه مسافرت به خارج نمى داد، به ناچار در تیرماه ۱۲۸۷ خورشیدی چند روز پیش از وفات مظفرالدین شاه به قول خود «رو به گریز نهاده، از بیراه از عراق (اراک) و کرمانشاه و بغداد به طرف بیروت حرکت کرد.» و در هنگام زمستان - با رنج و مشقت بسیار خود را به مقصد رساند. به مدت دو سال در آنجا به تحصیل ادبیات فرانسه پرداخت. در شهریور ۱۲۸۹ خورشیدی به فرانسه رفت و در دانشگاه پاریس به تحصیل حقوق مشغول شد. در ۱۲۹۴ خورشیدی فرانسه را ترک کرده و به آلمان رفت و حقوق را ادامه داد. اما معشوق پورداود «عظمت ایران دیرین» بود. «بارى در آلمان ماندنى شدم. زبان آن دیار را آموختم و باز چند سالى در دانشکده برلین حقوق خواندم. اما نمى دانستم که این تحصیل به چه کارم خواهد آمد. در دل حس مى کردم که عشق و علاقه ام تحصیلى است که به ایران باستان مربوط باشد. به یاد دارم روزى در دبیرستان بیروت، استاد فرانسه ما موضوعى از براى امتحان به ما داد. من به جاى آنکه آن موضوع را بنویسم، چیزى نوشتم راجع به ایران باستان و به همین ملاحظه که از موضوع خارج شده بودم، نمره بدى گرفتم. بنابراین صلاح در این بود که دست از حقوق بکشم، چنانکه دستم از طب قدیم کوتاه شد. همانطور هم شد. روزى که دیدم به چند زبان اروپایى آشنا هستم و به کتبى که درباره ایران باستان نوشته شده دسترسى دارم و مى توانم از استادان بزرگ خاورشناس بهره ور شوم، بساط حقوق را برچیده منحصراً ایران را موضوع تحصیل و مطالعه خود قرار دادم. این زمینه بسیار پهناور که از هزار سال پیش از مسیح تا هفت سده پس از میلاد امتداد دارد، کافى است که کسى را در مدت شصت و هفتاد سال به کار و کوشش وادارد.» (آناهیتا ص ۲۲) دانشمند پارسى، بهرام گور انکساریا، درباره تحصیلات پورداود در رشته ایران باستان، در مقدمه یشت ها مى نویسد: «به آلمان براى مطالعات خاورشناسى شتافت و سال ها از محضر استادان بزرگ، ادبیات مقدس و معارف زرتشتى را در آلمان و فرانسه بیاموخت و بدان درجه شایستگى رسید که توانست ترجمه اى از سرودهاى پیامبران ایران که به زبان کهن اوستایى تقریر شده، به زبان نوین ایرانى (پارسى) به جهان ارزانى دارد.» در شهریور ۱۲۹۹خورشیدی در آلمان ازدواج کرد و در تیر ماه ۱۳۰۱ خورشیدی یگانه فرزندش «پوراندخت» متولد شد. اقامت در آلمان باعث آشنایى او با سید حسن تقى زاده گردید. تقى زاده در آن زمان رهبرى گروه ملیون ایران، جنبش ایرانیان علیه استبداد قاجار و استقرار مشروطه و مبارزه با نفوذ دولت هاى استعمار گر در ایران را وجه همت خود کرده بود، با تاسیس و راه اندازى مجله «کاوه» دانشجویان ایرانى در اروپا را به دور خودش جمع کرد که پورداود از اعضاى فعال آن به شمار مى رفت. یکى از خاورشناسان مشهور آلمانى ژوزف مارکوارت بود که پورداود از طریق گروه ملیون ایران با وى آشنا گردید. او نویسنده کتاب هاى سرود هاى زرتشت (گاتها)، ترجمه بندهش، ایرانشهر و بسیارى دیگر از کتب ایران شناسى بود. پورداود علاقه زیادى به مارکوارت داشت و در نوشته هاى خود همواره ضمن ستایش او از وى به نیکى یاد کرده است.پورداود در تحقیقات علمى خود روش دانشمندان آلمانى را به کار مى بست.مخصوصاً از حیث نشان دادن مراجع متعدد و حاشیه هاى زیاد، کاملاً تحت تاثیر آنان بود. در فارسى نویسى میانه رو بود. اگر چه از استعمال لغات عربى دورى مى جست و مى کوشید کمتر در نوشته اش بیاید، از لغت سازى هم پرهیز داشت. (راهنماى کتاب سال ۱۱ ش ۹)
در میدان سیاست
ابراهیم پورداود در جوانى شور سیاسى داشت و اشعار ملى و وطنى مى سرود… او پس از اینکه از بیروت براى ادامه تحصیل به پاریس آمد، فعالیت سیاسى دامنه دارى را آغاز کرد و با مجامع ایرانیان و محافل سیاسى فرانسویان براى بیان اوضاع تاریک وطن اقدامات مختلفى را پیش گرفت. روزنامه «ایرانشهر» که به مدیریت او در پاریس نشر شد( آوریل ۱۹۱۴ م. تا ژوئن ۱۹۱۴ میلادی) یکى از آن کار هاست.(نگاه نو، شماره ۳۶) پورداود با شور خدمت به میهن به بغداد آمد و روزنامه «رستخیز» را منتشر ساخت. این روزنامه را به طور مستقل به عنوان صاحب امتیاز و سردبیر با نام مستعار « گل» نخست در بغداد، سپس در کرمانشاه و دیگر بار در بغداد انتشار داد (۸ اوت ۱۹۱۵ م. تا مارس ۱۹۱۶ میلادی) بر روى هم در ۲۵ شماره منتشر گردید. در سرمقاله نخستین شماره این روزنامه مى نویسد: « روزنامه رستخیز که در این روزگاران جنگ از پرده سر به در کرده مى خواهد ایرانیان را از این روز رستخیز آگاه ساخته، مانند نفخه صور آنان را به سوى قیامت عظما ى رزم بخواند، با زبانى ساده همه ایرانیان را از فرصت این روز هاى تاریخى یادآور است، بدون تمایل به فرقه اى مخصوص عموم طبقات را از خرد و بزرگ، از توانگر و بینوا به سوى اتحاد و اتفاق مى خواند. برخیزید! برخیزید! بشتابید! تا خانه خود را از دشمن نپرداخته اید، از پاى ننشینید.»عثمانى ها نشر روزنامه را ممنوع ساختند. پورداود از راه بالکان به برلین رفت و ناگزیر تا پایان جنگ در آنجا ماند و به پژوهش و بررسى کتاب هاى مربوط به ایران پرداخت.شکست انقلاب مشروطیت و متعاقب آن فروپاشى ارزش هاى مبتنى بر تفکرات مبارزه جویانه و آزادیبخش و نیز آغاز و تثبیت حاکمیت سیاه خفقان و سکوت از یک سو و امیال و احساسات پرشور و عمیق نسبت به ایران و جست وجوى تاریخى - فرهنگى عظمت و سربلندى و شکوه تمدن ایرانى از سوى دیگر از جمله شرایط روانى و جامعه شناسى بغرنجى است که امثال پورداود زاییده و پرورش یافته دامن آنند.
پژوهش در زمینه ایران باستان
پورداود در سال ۱۳۰۳ خورشیدی با همسر و یگانه فرزندش «پوراندخت» به قصد دیدار دوباره از شهر خود، از راه مسکو و باکو وارد بندر انزلى شد و سپس در تهران به مطالعه و بررسى هایش ادامه داد. این زمان است که شهرت جهانى او در اوستا شناسى بیش از پیش مى شود، براى ادامه مطالعات و یادگیرى و تکمیل معلومات زبان اوستایى و پهلوى قصد سفر به هندوستان مى کند. در مهر ماه ۱۳۰۴ خورشیدی با همسر و دخترش، از طرف بندر بصره وارد هندوستان شد و در مدت دو سال و نیمى که در آنجا ماند (نوامبر ۱۹۲۵ تا مه ۱۹۲۸م.) به انتشار بخشى از ادبیات مزدیسنا و گزارش اوستا پرداخت. این گزارش که نخستین ترجمه اوستا به فارسى است، ارزنده ترین گزارشى است که تاکنون به زبان فارسى امروز براى ادبیات مزدیسنا نگارش یافته است.پورداود در هنگام اقامت در هند، از سوى پارسیان هند براى دیدن مراسم ویژه زرتشتیان «یزشن» دعوت شد. دیدن این مراسم براى غیرزرتشتى ها به کلى ممنوع بود و تنها چهار تن از پژوهشگران غیرزرتشتى تا آن زمان موفق به دیدار این مراسم شده بودند: «هوگ»، خاورشناس آلمانى، بانو« متانت » خاورشناس فرانسوى، «جیکسن» خاورشناس آمریکایى و بالاخره استاد پورداود که در هند به ایراد چند سخنرانى پیرامون اوستا و ایران باستان پرداخت. متن سخنرانى هاى استاد در کتابى به نام «خرمشاه» چاپ و منتشر شده است.در خرداد ۱۳۰۷ خورشیدی بار دیگر به اروپا بازگشت و در آلمان درباره اوستا و تمدن ایران باستان به پژوهش هایش ادامه داد و کار تفسیر جلد دوم «یشت ها» و «خرده اوستا» و نخستین جلد «یسنا» را به انجام رسانید.
استادى دانشگاه
در ۱۳۱۱ خورشیدی رابیند رانات تاگور شاعر و فیلسوف هندى همراه دینشاه ایرانى بنا به دعوت دولت ایران به تهران آمدند و از دولت خواستار استادى براى تدریس فرهنگ ایران باستان در دانشگاهی که تاگور خود بنیانگذار آن بود و امروز از دانشگاه هاى دولتى هند است، شدند. از سوى دولت ایران پورداود به این منظور انتخاب و راهى هندوستان شد. از آذر ۱۳۱۱ خورشیدی تا اسفند ۱۳۱۲ خورشیدی در دانشگاه «ویسو بهارتى» به تدریس فرهنگ و تمدن ایران باستان پرداخت. و به دستیارى «ضیا ءالدین» از استادان آنجا، صد بند از اشعار تاگور را از زبان بنگالى به فارسى برگرداند. در همین مدت در کنگره شرقى هند شرکت جست و عضو گروه «اوستا» (به ریاست دانشمند پارسى تاراپوروالا) بود. ریاست شعبه «پارسى - عربى» را نیز بر عهده داشت و خطابه اى به عنوان «مراجعاتى چند در خصوص آئین بودا در ادبیات و تاریخ ایران» به زبان انگلیسى ایراد کرد.در فروردین ۱۳۱۳ خورشیدی از بمبئى به آلمان بازگشت و در آنجا در کار ترجمه و گزارش اوستا بود که دولت ایران طبق یک برنامه اقتصادى از فرستادن ارز به خارج جلوگیرى کرد. به ناچار پس از سال هاى دراز، از اروپا رخت بربسته، در ۲۱ بهمن ۱۳۱۶ خ، به سفر هاى اروپایى اش پایان داده و در تهران سکنى گزید. «نگفته خود پیداست که چنین مسافرتى چه گزند بزرگى است از براى کسى که در کار مطالعه و تالیف است…» (دیباچه گاتها - بمبئى ۱۹۵۲ خورشیدی) در ۶ اردیبهشت ۱۳۱۸ خورشیدی پس از بازگشت به تهران به استادى دانشگاه تهران رسید و به تدریس زبان ها و فرهنگ ایران باستان پرداخت. دکتر یارشاطر، که در آن زمان از دانشجویان استاد بود، نخستین درس استاد را چنین توصیف مى کند: «… روز نخستین که شروع به تدریس کرد، دکتر عیسى صدیق، رئیس دانشکده براى معرفى اش همراه او به کلاس آمد. در کلاس بیش از حد معمول جمعیت بود. بهار و دکتر شفق، و یکى دو تن استادان دیگر نیز براى شنیدن گفتار او حضور یافته بود. با آغاز کار او، دفتر تازه اى در برنامه دانشگاه گشوده مى شد… پورداود بنیانگذار تحصیلات ایران باستان در ایران بود، شوقى که خود داشت در دیگران نیز اثر مى کرد. در سال هایى که به تدریس اشتغال داشت، علاقه به تحصیل زبان ها و ادبیات باستانی ایران را در بسیارى دل ها بیدار کرد. کمتر کسى مانند پورداود با موضوع درس و تحقیق خود همرنگ و هم آواز بود.»استاد در دانشگاه تهران، افزون بر دوره لیسانس و دکتراى زبان و ادبیات فارسى، در دانشکده حقوق، در کلاس سوم قضایى، «حقوق در ایران باستان» را تدریس مى کرد.در اسفند ۱۳۲۲ خورشیدی بنا به دعوت دولت هند، به اتفاق یک هیات فرهنگى، به همراهى على اصغر حکمت و رشید یاسمى براى بار سوم به هند مسافرت کرد و مدت هفتاد روز در استان هاى مختلف آن کشور به بازدید موسسه هاى فرهنگى آن دیار پرداخت. در پیشگفتار گاتها مى نویسد: «… در شهر هاى نامبرده به دیدن دانشکده ها و بنگاه هاى فرهنگى و کتابخانه ها و موزه ها و بنا هاى تاریخى و آثار باستانى و جزء اینها پرداختیم و به گروهى از دانشمندان هند و مسلمان و پارسى و انگلیسى برخوردیم و از راهنمایى و مهمان نوازى آنان بهره مند بودیم.»در ششم مهر ماه ۱۳۲۴ خورشیدی انجمن ایران شناسى را تاسیس کرد. این انجمن که به تحقیق و پژوهش در ادبیات و آئین کهن ایران مى پرداخت، تنها انجمن غیر دولتى بود که در آن روزگار رخ نمود و به انتشار کتاب هایى در زمینه زبان و تاریخ ایران پرداخت؛ کتاب هاى «فرهنگ ایران باستان» و «هرمزدنامه» (از پورداود) ، «فرهنگ گیلکى» (از منوچهر ستوده)، «مانى و دین او» (از تقى زاده)؛ «جشن سده» و بسیارى کتب دیگر از یاد گارى هاى این دوران است.این انجمن، در سال ۱۳۲۶خورشیدی به تشکیل کلاس هایى در زمینه ایران شناسى در دبیرستان فیروز بهرام پرداخت. استادان این کلاس ها: دکتر مظفر بقایى کرمانى - زبان شناسى، کیوان پور زبان پهلوى، پورداود - خط و زبان اوستا، پورداود -فرهنگ ایران باستان، دکتر حق نظریان - ارمنى قدیم، دکتر صفا - تاریخ ادبیات بعد از اسلام، سلواپولوس - زبان سریانى و زبان لاتین، نصرالله فلسفى - تاریخ پیش از اسلام، سعید نفیسى - تاریخ پس از اسلام، دکتر بهرامى - تاریخ صنایع ایران، دکتر خطیبى- تاریخ نظم و نثر فارسى، دکتر محمد معین - فرس باستان، پاپاد پولوس - زبان یونانى و…
بزرگداشت ها
آبان ماه ۱۳۲۵ خورشیدی در دانشگاه تهران شصتمین سالروز تولد استاد را در تالار دانشکده ادبیات جشن گرفته شد و به انگیزه خدمات علمى در راه احیاى فرهنگ و زبان ایران باستان و اوستا دانشگاه تهران در منشورى به امضاى دکتر على اکبر سیاسى رئیس وقت دانشگاه مراتب قدرشناسى را به او ابلاغ مى کند. در همین زمان انجمن زرتشتیان تهران هدایایى را به استاد پیشکش مى کند و به همین مناسبت یادنامه اى حاوى شرح زندگى و کارنامه سالیان درازش، به کوشش زنده یاد دکتر محمد معین شاگرد و همشهرى دانشمندش انتشار یافت.در ۶ بهمن ۱۳۴۴ خورشیدی نماینده پاپ در ایران به پاس خدمات انساندوستى پورداود نشان شوالیه سن سیلوستر را از سوى پاپ پل ششم به ایشان پیشکش کرد.در ۱۸ فروردین ۱۳۴۵ خورشیدی در یک نشست باشکوه که در انجمن فرهنگى ایران و هند برگزار شد، نشان تاگور که از برجسته ترین نشان های دولتى هند است، به پاس خدمات فرهنگى پورداود به ایشان پیشکش شد.در ۱۵ ژوئن ۱۹۶۵ به عضویت آکادمى جهانى علم و هنر انتخاب شد.به مناسبت هشتاد سالگى، در بهمن ماه ۱۳۴۴ خورشیدی مجلسى دوستانه در خانه دامادش فتح الله نفیسى ترتیب داده شد، همچنین انجمن هاى زرتشتیان در این سال ها مراسمى را به همین مناسبت برگزار کردند
پورداود شاعر
از میان تذکره نویسان معاصر، قدیمى ترین منبع که گویاى هویت شاعرانه پورداود است، نوشته پروفسور محمد اسحاق است. او در « سخنوران نامى ایران » مى نویسد : « …و دیگر از فضلاى مقیم برلین در آن ایام، دوست قدیمى من آ قاى میرزا ابراهیم پورداود از شعراى مستعد عصر حاضر، با طرزى بدیع و اسلوبى غریب متمایل به فارسى خالص…» خود در مقدمه پوراندخت نامه مى نویسد: «کلیه اشعارى که در رشت، تهران و بیروت انشا شده بود، پاره کرده، سوزانیدم، به استثناى چند غزلى از آنها که براى یادگارى نگه داشته ام و در دیوان مندرج است.» شاگرد او، دکتر معین، درباره سرود « گوتیا اهو، خوان اشم وهو» در یادنامه پورداود مى نویسد: « پورداود گاه به صراحت طبع، اوزان غریب انتخاب مى کند و نیک از عهده برمى آید » پورداود بیشتر به تخصص در ایران باستان و اعتبار علمى او در این زمینه شهرت دارد و دیگر امروز کسى از پورداود به عنوان شاعر یاد نمى کند و خود او نیز در مقدمه پوراندخت نامه مى نویسد: «چنین دیوانى در کشورى که صد ها فردوسى و خیام داشته، قطره ناچیزى است در مقابل دریاى مواج ادبى.»پورداود دیوان اشعار خود را که به نام دخترش پوراندخت نامه نامیده بود، منتشر کرد و نام او در بسیارى از تذکره هاى شاعران پس از مشروطیت به عنوان یک شاعر به ثبت رسیده است. اشعار او از جهت قالب و محتوا داراى ویژگى هایى است که شایستگى او را به عنوان شاعرى که باید نامش در زمره شاعران فارسى زبان ایران ثبت شود، به اثبات مى رسد.
درگذشت
زنده یاد دکتر بهرام فره وشى، در مرگ استاد پورداود مى نویسد: «… تا اینکه بامدادى پگاه- روز یکشنبه ۲۶ آبان ماه ۱۳۴۷ خورشیدی- خدمتگزار او به من تلفن کرد که استاد سخت بیمار است، باران تندى مى بارید. خود را به شتاب به بالینش رساندم. وى شب ها در کتابخانه خود بر روى نیم تختى مى خفت، همچنان پرشکوه در میان انبوه کتاب ها بر تخت خفته بود و کتابى گشوده، در کنارش بود. دست وى را به دست گرفتم، هنوز گرم بود، ولى دیگر زندگى در آن نبود. شب هنگام دو بار برخاسته بود، چراغ افروخته و کتاب خوانده بود و سپس آرام چشم از جهان فرو بسته بود.»

استاد پورداود به زادگاه خود، گیلان، مهرى فراوان داشت، وصیت کرده بود او را در رشت، در آرامگاه خانوادگى اش به خاک سپارند.پیکرش طى تشریفات خاصى در روز سه شنبه ۲۸ آبان از مسجد سپهسالار تهران تشییع شد. در مراسم باشکوه تشییع بسیارى از مقام هاى رسمى سازمان ها و انجمن هاى مختلف زرتشتیان، دانشگاهیان و طبقات مختلف مردم شرکت داشتند.استاد پورداود پس از ۸۳ سال زندگى پربار با یادى نیک و با اندوخته اى ماندگار، بنا به وصیتش در همان مکتب خانه خانوادگى اش که نخستین حرف ها را با زبان و قلم آموخته بود در خاک خفت

این مطلب از منابع مختلف و به صورت تلفیقی برگرفته شده است

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/21 و ساعت |
 

 

استاد احمد سمیعی (گیلانی)


سال و محل تولد : 1299 تهران
رشته تخصصی : زبان و ادبیات فارسی (ویرایش)
فعاليت ها :
- گذراندن تحصیلات ابتدایی تا اخذ دیپلم در سال 1318 در رشت
- ورود به دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال 1318 و پس از آن انتقال به رشته زبان وادبیات فارسی و استفاده از محضر دانشمندانی همچون فروزانفر، بهار، عصار، فاضل تونی، یحیی مهدوی، هوشیار و بهمنیار و اخذ لیسانس در سال 1321 و نیمه تمام ماندن آن به دلیل مشکلات آن روزگار
- ورود مجدد به دوره دکترای زبان و ادبیات فارسی در سال 1335 و نیمه تمام ماندن دوباره آن شروع به کارهای ویراستاری در نشریات
- اشتغال به کار در مؤسسه انتشارات فرانکلین به عنوان ویراستار
- ورود به دوره فوق لیسانس زبان شناسی دانشگاه تهران در سال 1355 و فارغ التحصیلی در سال 1358
- تدریس دروس ادبی و ویراستاری در دانشگاه گیلان، تهران و تربیت معلم
- اشتغال به امر ویراستاری در مؤسسات و نشریات معتبر از قبیل مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، مرکز نشر دانشگاهی، دانشنامه جهان اسلام، انتشارات سروش و...
- عضویت پیوست در فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی ایران
- برگزیده شدن به عنوان چهره ماندگار عرصه زبان و ادبیات فارسی (ویرایش) درنخستین همایش چهره های ماندگار سال 1380
آثار :
- ترجمه آثار ارزشمندی همچون :
- دلدار و دلباخته
- سالامبو
- برادرزاده رامو
- نظر خلاف عرف درباره هنرپیشگان
- چیزها
- مسیح
- کنفوسیوس
- ساخت های نحوی
- چامسکی
- هزیمت
- دیده رو
- و تالیف اثاری همچون : مقالاتی در دانشنامه جهان اسلام – آئین نگارش – نگارش و ویرایش مقالات فراوان در نشریات معتبر علمی و ادبی

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/21 و ساعت |

 

با سلام و عرض ادب محضر جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا رمضانی گیلانی

 

 

 

با عرض تبریک و تهنیت بمناسبت انتخاب شایسته ی جنابعالی به عنوان رئیس جدید مرکز اسلامی هامبورگ و با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما در جهت پیشبرد اهداف ارزشمند اسلامی در آن دیار ، امیدوارم  مانند همیشه وجود حضرتعالی مایه ی برکات عظیم بوده و برگ زرین دیگری را برایتان رقم زند.

 

 

والعاقبه للمتقین

ابراهیم کدیور

 

 

 

گزارش مراسم معارفه ی رئیس جدید مرکز اسلامی هامبورگ

http://fa.izhamburg.com/news/157

  زندگی نامه

 حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا رمضانی در سال 1342 در خانواده ای مذهبی در شهر رشت چشم به جهان گشود . ایشان تحصیلات کلاسیک را تا مقطع دیپلم در زادگاه خود به اتمام رسانده و به موازات آن به خاطر علاقه به دروس دینی در حوزهء علمیه رشت دروس مقدماتی را تا لمعه از محضر علمای بزرگوار رشت همچون : مرحوم شرفی ، قاهری ، ظهیری و آیت الله لاکانی بهره مند گردید .
در سال 1362 با مشاوره اساتید خود عازم مشهد مقدس گردید تا در کنار بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) تحصیل علوم دینی را ادامه دهند و در آن دوران از محضر اساتید بزرگ حوزه چون  : حضرات آیات رضازاده ، مرتضوی ، فقیه سبزواری ، صالحی ، سعیدی ، فیلسوف بزرگ سید جلال الدین آشتیانی استفاده نمودند و تا سال 1367 سطوح عالیه را با موفقیت به پایان رساندند و آنگاه برای تکمیل تحصیلات حوزوی و گذراندن دورهء اجتهاد به حوزه علمیه قم هجرت نمودند و در دروس خارج فقه و اصول اساتید بزرگوار حضرات آیات : فاضل لنکرانی ( ره ) ، بهجت فومنی (ره) ، وحید خراسانی ، مکارم شیرازی ، جعفر سبحانی و مددی خراسانی به مدت 14 سال شرکت کرده و در تفسیر و فلسفه و عرفان نیز از محضر حضرات آیات : علامه جوادی آملی ، علامه حسن زاده آملی ، انصاری شیرازی ، دکتر احمد بهشتی و حکیم عسکری گیلانی به مدت 13  سال بهره مند گردید .
مدارک علمی حوزوی دکتر رمضانی ، سطح 1 ( دیپلم ) ، سطح 2 ( فوق دیپلم ) ،  سطح 3  ( فوق لیسانس ) ، سطح 4 ( دکتری)  است و درجه اجتهاد که معادل فوق دکترا است می باشد و مدرک علمی دانشگاهی ایشان فوق لیسانس از دانشگاه قم در سال 1373 بود و اکنون مشغول نوشتن رسالهء دکتری با عنوان اخلاق جهانی از دیدگاه علامه طباطبائی و هانس کونگ می باشند.
ایشان از سال 1361 تا 1380 ضمن تحصیل به صورت رسمی در مدارس علمیه رشت ، مشهد ، قم دروس ادبیات ، اصول ، منطق ، تفسیر ، فلسفه ، فقه ، اخلاق و عرفان را تدریس می کردند و کتابهای جامع المقدمات ، شرح نظام ،  سیوطی ، مغنی ، مهذب المغنی ، تهذیب المغنی ، حاشیه ملا عبد الله ، منطق مظفر ، معالم الاصول ، اصول الاستنباط ،  اصول الفقه ، تحریر الوسیله ،  لمعه ، رسائل ، مکاسب محرمه ، کفایه الا صول ، بدایة المعارف حادیعشر ، شرح تجرید جوامع الجامع ، بدایة الحکمة ، نهایة الحکمه ، شرح منظومه ، جلد اول اسفار ، جامع السعادات ، منازل السائرین و بعضی از کتب تفسیر و اخلاقی دیگر را تدریس می کردند.   
و از سال 1380 تا 1384 که در کرج به عنوان امام جمعه مشغول فعالیتهای دینی و مذهبی بودند به تدریس تفسیر ، کفایه الاصول و درس خارج فقه و اصول اشتغال داشتند .
و از سال 1385 تا 1388 که مسئولیت مرکز امام علی (ع) وین را داشتند هفته ای چند روز یک درس خارج فقه برای چند نفر تشکیل می دادند .
 ایشان ضمن تدریس در حوزه از سال 1367 با دانشگاههای رشت ، قم و کرج مرتبط و به تدریس دروس اخلاق ، علوم حدیث ، متون ادبی ، تاریخ اسلام ، کلام اسلامی ، کلام جدید ، متدلوژی ، تفسیر و قواعد فقه مشغول بودند.
از فعاليت های ديگر علمی ايشان  کارشناسی در رادیو معارف در رشته قرآن و اخلاق و تربیت ، عضو گروه کلام و فلسفه برای ارزیابی دائرة المعارف قرآن ، ارزیاب کتب برگزیده حوزه علمیه قم به مدت 5 سال ،  کارشناس برنامه های دینی صدا و سیما به مدت 14 سال ،  مشاور چند رساله علمی برای دانشگاه ،  استاد راهنما و مشاور رساله های حوزه و دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری ،
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از سال 1381 تاکنون بوده است.   

ایشان در ضمن تدریس در دانشگاه و حوزه مسئولیتهایی را نیز بر عهده داشتند از جمله :
امامت جمعه در کرج به مدت 4 سال ،  مسئولیت مؤسسه دین و اخلاق در قم از سال 1379  ، رئیس هیئت امنای مجتمع فرهنگی دینی عترت گیلان از سال 1375 ،  رئیس مرکز اسلامی امام علی (ع) وین از سال 1385 تا سال 1388  ،  و از ماه مای 2009 (10/2/88 ) مسئوایت مرکز اسلامی هامبورگ را همزمان با حفظ سمت در مرکز اسلامی امام علی (ع) وین تا استقرار مسئول بعدی  عهده دار شدند.
از جمله فعالیتهای دکتر رمضانی تالیف کتاب و مقالات در موضوعات مختلف بوده و کتابهایی که تاکنون از ایشان به چاپ رسیده است عبارتند از :
1.     نگرشی بر خود نوعی انسان 2.  اسماء الهی از دیدگاه قرآن و عرفان 3. رابطه ها در اخلاق دینی 4. آسیب شناسی دینی در نهضت عاشورا 5. علم آموزی و معرفت اندوزی شرح حدیث عنوان بصری 6. دین داری و دین باوری در نهضت عاشورا 7.  الاسماء الحسنی / به زبان عربی 8.  اخلاق و عرفان 9.  درآمدی بر کلیات گناه شناسی 10. فرهنگ سازی دینی در نهضت عاشورا 11. چند پژوهش قرآنی ( مجموعهء مقالات ) 12.  عارفانه ها ( مجموعه مقالات ) 13.  آئین آدینه ( مجموعه مقالات ) 14. تأملی بر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان 15. جوانه زندگی و زندگی جوان ( جلد 1 ) 16.  اصلاحگری و اصلاحات عاشورایی 17. ندای آدینه خطبه های نماز جمعه کرج ( جلد 1 ) 18.  آراء اخلاقی علامه طباطبائی  19.  درآمدی بر نظام حقوقی و اخلاقی خانواده در ضمن مقاله های متعددی از ایشان در موضوعات مختلف ارائه گردیده است که برخی از آنها به عنوان مقاله های برگزیده و ممتاز شناخته شدند .
 لازم به یادآوری است کتابهای نفاق شناسی ، شرح خطبه متقین ( جلد 1 ) ، جوانه زندگی و زندگی جوان شرح نامه امیر المؤمنین (ع) به امام حسن (ع) ( جلد 2 ) ، ندای آدینه ( جلد 2 ) و تفسیر سوره قیامت توسط مؤسسه دین و اخلاق در حال تنظیم و تدوین و چاپ می باشد. 
 


+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 88/01/19 و ساعت |

 

حضرت آیت الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست

 

رحلت جانگداز عارف بالله سالک الی الله و فانی فی الله حضرت آیت الله بهجت  را به محضر حضرت ولی عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب و همه دوستداران ارزش های الهی و انسانی و ملت بزرگوار ایران تسلیت می گوییم.

 

 

 

 

 

 

 

آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی

 

نام و نام خانوادگی:

آیت الله محمد تقی بهجت فومنی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحصیلات:

اجتهاد

 

 

زمینه فعالیت:

ديني (مرجع عالیقدر تشیع)

 

 

کتب:

 

 

 

 

 

1-رساله توضيح المسائل (فارسي و عربي)
2-مناسك حج.
3-وسيله النجاه.
4-جامع المسائل.
5-جلد اول از كتاب صلوه.
6-جلد اول از دوره اصول.
7-تعليقه برمناسك شيح انصاري.
8-حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري.
9-دوره طهارت

 

 

 

 

 

 

 

 

آیت الله شیخ محمد تقی بهجت فومنی در اواخر سال 1334 هـ .ق در خانواده ای دیندار و تقواپیشه در شهر فومن استان گیلان به دنیا آمد . در 16 ماهگی مادرش را از دست داد و زیر نظر پدر تربیت شد .
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یكی از نزدیكان آقا نقل شده است كه ذكر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینكه: پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای كه امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم كه گفت: «با ايشان كاري نداشته باشيد زيرا ايشان پدر محمد تقي است.»
تا اینكه با آن حالت خوابش می برد و مادرش كه در بالین او نشسته بود گمان می كند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره كاملاً شفا می یابد.چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را كه در حال بیماری به او گفته شده بود كاملاً از یاد می برد. بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی كه خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می كند به یاد آن سخن كه در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در كودكی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینكه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.كربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به كسب و كار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی كه اكنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
ایشان تحصیلات ابتدائی و قرآن خود را در مكتب خانه فومن فرا گرفت و تحصیلات دینی را در سال 1348 هـ .ق در نزد علما فومن گذراند و در 14 سالگی به عراق سفر كرد . ابتدا وارد كربلا شد و حدود 4 سال در كربلای معلی بخش مهمی از سطوح را فرا گرفت و به تهذیب نفس مشغول شد . در سال 1352 هـ .ق برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت و بقیه سطوح را نزد مرحوم شیخ مرتضی طالقانی به پایان رساند . پس از پایان سطوح از محضر بزرگان و مراجع بزرگ استفاده كرد ، به طوری كه در عصر حاضر از بین همه مجتهدین و مراجع كسی به اندازه آیت الله بهجت استاد اهل فن ندیده است . ایشان از محضر میرزای نائینی و ضیاء الدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی و شیخ مهد حسین غروی اصفهانی معروف به كمپانی و شیخ كاظم شیرازی كه از مشایخ بزرگ فقه و اصول بودند بهره برد لكن تحقیقات عالیه را از استادش شیخ محمد حسین غروی فرا گرفت و در فقه بیشترین بهره را از شیخ محمد كاظم شیرازی برد . در نجف اشرف به محضر آقای قاضی بادكوبه رسید كه بیشترین تأثیر را در شكل گیری اخلاقی او داشت . آنچه آیت الله بهجت را برجسته می سازد جامعیت او در جنبه های علمی ، تقوا و پرهیزكاری ، اجتماعی و سیاسی و رابطه خاص وی با خداوند است .
آیت الله بهجت حتی با این سنّ و سال برنامه روزمره خویش را به این صورت آغاز می كنند: هر روز با نهایت ادب به محضر مقدس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب می گردند. و با احترام و خضوع و خشوع در مقابل ضریح مطهر می ایستد و بعد زیارت عاشورای حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را قرائت می كنند.
مؤلف كتاب انوار الملكوت از قول آیت الله شیخ عباس قوچانی، وصّی مرحوم میرزا علی آقای قاضی نقل می كند كه: « آیت الله العظمی بهجت بسیار به مسجد سهله می رفتند و شبها تا صبح به تنهایی در آن جا بیتوته می كردند. یك شب بسیار تاریك كه چراغی هم در مسجد روشن نبود، در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا كرده و برای تطهیر و وضو به ناچار می بایست از مسجد بیرون رفته و در محلّ وضو خانه كه بیرون مسجد در سمت شرقی آن واقع است وضو بسازند، ناگهان مختصر خوفی در اثر عبور این مسافت و در ظلمت محض و تنهایی در ایشان پیدا می شود، به مجرد این خوف ناگهان نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار میشود، ایشان با آن نور خارج می شوند و تطهیر نموده و وضو می گیرند و سپس به جای خود بر می گردند و در همه این احوال، آن نور در برابر ایشان حركت می كرده تا اینكه به محل خود می رسند آن نور ناپدید می شود.

 

 

وب سایت حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی:

http://www.mt-bahjat.com

بشنوید:  نقل قول آيت الله ناصري از آيت الله بهجت 

پيرامون ظهور امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه) 

 

 

  

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/12/27 و ساعت |

شهید حسین املاکی، فرزند رحمت‌الله، در تاریخ ۳ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در روستای «کولاک محله»، از توابع شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنیا آمد. تقارن رو تولد وی با ایام عاشورای حسینی سبب شد تا نام «حسین» را برایش برگزینند.
حسین چهارمین فرزند خانواده بود و در همان ایام کودکی جهت فراگیری قرآن کریم به مکتب خانه رفت و خواندن قرآن را فراگرفت.
تحصیلات ابتدائی را در دبستان مصباح کومله به اتمام رسانید و تحصیلات دوره راهنمایی را در مدرسه دکتر معین آغاز و در کنار تحصیل در امور کشاورزی نیز به خانواده کمک می‌کرد.
پدرش در مورد خصوصیات اخلاقی وی در نوجوانی چنین می‌گوید: «پسری آرام بود و آزارش به کسی نمی‌رسید. درعین حال درس خوان و با انضباط بود و برای انجام فرائض یومیه به مسجد می‌رفت.»
حسین در سال‌های آخر دبیرستان با اهداف انقلابی امام(ره) آشنا شد و مبارزات مخفی با رژیم پهلوی را آغاز کرد و در اوایل نهضت فعالانه در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت می‌جست. بعد از پیروزی انقلاب در مبارزه با ضد انقلاب و اشرار داخلی فعالیت چشمگیری داشت.
بعد از اخذ دیپلم در۲۰/۶/۱۳۵۹ به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب لنگرود درآمد و به عنوان مسئول اکیپ مشغول خدمت شد و مدتی نیز مسئولیت تربیت بدنی سپاه لنگرود را بر عهده داشت.
چند روز پس از آغاز جنگ تحمیلی در شهریور۱۳۵۹ به همراه اولین نیروهای اعزامی استان گیلان به سوی جبهه شتافت و در سرحدات مرزی قصر شیرین و سر پل ذهاب مستقر گردید و از ۲۸ خرداد۱۳۶۰ لغایت۱۸ شهریور۱۳۶۰ نیز به عنوان مامور رسمی سپاه در تیپ کربلا مشغول خدمت شد.
در سال ۱۳۶۱ در عملیات رمضان حضور یافت و بعد از عملیات به همراه هفت نفر از همرزمان لنگرودی خود وارد اطلاعات- عملیات تیپ کربلا شد و بعد از طی یک دوره آموزش فشرده مقدماتی جهت شناسایی به خط مقدم اعزام شدند.
ملاکی ، در مدت حضور در جبهه در عملیات‌های متعدد از جمله ثامن الائمه، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و محرم شرکت داشت.
او در سال ۱۳۶۱تصمیم به ازدواج گرفت و مراسم عقد و ازدوا ج وی بسیار ساده و مختصر در مسجد محله بر پا شد اما بیش از دوازده روز از ازدواج او نگذشته بودکه عازم جبهه های جنگ گردید.
در ۱۹ آبان ۱۳۶۲ اولین فرزندش متولد شد و او حدود پنج ماه پس از تولد دخترش موفق به دیدن او گردید.
از ۱۴ تیر ۱۳۶۱ تا ۲۰تیر ۱۳۶۴ در لشکر کربلا حضور داشت و در بدو امر مسئول محور یکم اطلاعات- عملیات و پس از عملیات محرم مسئولیت واحد اطلاعات- عملیات لشکر۲۵ کربلا را عهده دار شد.
در این مدت نیز در واحد اطلاعات در عملیات‌های زنجیره‌ای قدس۱ و۲ نقش بسزائی داشت. با وجود اینکه مسئول اطلاعات لشکر بود ولی شخصاً در ماموریت‌های شناسایی خطوط دشمن شرکت می‌کرد و شناسایی‌هایش بسیار دقیق و قابل استناد و طرح ریزی بود.
در سال ۱۳۶۴ به تشخیص فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب، نیروهای مازندران و گیلان از هم جدا شدند. تیپ ویژه قدس کردستان با ماموریت درون مرزی علیه ضدانقلاب در منطقه عمومی کردستان و آذربایجان غربی تشکیل شد و این ماموریت به سپاه استان گیلان واگذار گردید. در نتیجه حسین املاکی به پیشنهاد فرماندهان سپاه از جمع یاران خود در لشکر ۲۵ کربلا وداع کرد و به تیپ ویژه قدس پیوست. او با تلاش بسیار نیرو های اطلاعاتی پراکنده در یگان‌های مختلف را جمع آوری و واحد اطلا عات-عملیات تیپ را سازماندهی کرد.
بعد از انجام عملیات والفجر ۸ در منطقه عمومی فاو سایر همرزمانش از جمله سرداران شهید مهدی خوش سیرت و حسین رضوانخواه، وارد تیپ قدس شدند وبه او پیوستند. آنها فرماندهی گردان‌های پیاده را عهده‌دار شدند و تیپ ویژه قدس در ردیف یگان‌های منظم سپاه قرارگرفت و ماموریت‌های آفندی برون مرزی نیز به این تیپ محول گردید. املاکی عملیّات والفجر ۹ را در منطقه سلیمانیّه طرح ریزی کرد . پس از مدّت کوتاهی تیپ به لشکر۵۲ قدس ارتقا یافت و عملیات کربلای ۲ را در منطقه عمومی حاج عمران طرح ریزی و اجرا کرد.
املاکی پس از انجام عملیات کربلای ۲ و ۴ در عملیات کربلای ۵ شرکت داشت و با حفظ سمت، فرماندهی محور عملیاتی را در جزیره بووارین عهده دار بود. او این نقش را به خوبی ایفا کرد تا جایی که نیروهای لشکر وارد شهرک دوئیجی عراق شدند.
املاکی در این عملیات از ناحیه فک به شدت مجروح شد و برای درمان در بیمارستان توتونکاران رشت بستری گردید و با اصرار فراوان از بیمارستان ترخیص و با همان حال به سوی منطقة جنگی رهسپار شد.
در سال ۱۳۶۵ نیز برای چندمین بار جراحت برداشت که یک بار به بیمارستان امیر اعلم تهران انتقال داده شد.
وی با توجه به شایستگی‌هایی که از خود نشان داده بود به عنوان فرمانده تیپ یکم لشکر قدس و پس از مدت کوتاهی با حفظ سمت به قائم مقامی فرماندهی لشکر قدس گیلان منصوب گردید.
او ماموریت‌های آفندی را دنبال می‌کرد و مستقیماً به همراه گردان‌های رزمی، فرماندهی عملیات را به عهده داشت.
املاکی در عملیّات نصر۴ که ارتفاع زازیله و شهر ماووت عراق را آزاد کردند، بر اثر اصابت ترکش از ناحیه دست راست مجروح شد ولی با همان حال در خطوط مقدم باقی ماند.
در اواسط سال ۱۳۶۶ به هنگام انجام ماموریتی به اتفاق سردار شهید فرهاد لاهوتی فرمانده گردان سلمان دچار سانحه رانندگی گردید.
در این سانحه فرهاد لاهوتی کشته شد و املاکی در حالی که به شدت مجروح شده بود با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل گردید و بعد از بهبودی نسبی بار دیگر به سوی جبهه‌ها رهسپار شد.
در کسوت فرماندهی لشکر در عملیات بیت المقدس۶ شرکت جست و بعد از آن در عملیات والفجر۱۰ در منطقه عمومی سید صادق- شانه دری حضور داشت.
با شکستن مقاومت نیروهای عراقی، دشمن در روز شانزدهم فروردین ۱۳۶۷ برای پیشگیری از تداوم عملیات با انواع سلاح شیمیایی منطقه را مورد حمله قرار داد که بر اثر آن تعدادی از رزمندگان به شهادت رسیدند.
در این هنگام ، حسین متوجه رزمنده‌ای شد که ماسک ضد شیمیایی نداشت به سرعت ماسک خود را به او داد اما خود به همراه دیگر یاران، همچون محمد اصغری خواه فرمانده گردان کمیل، محمد جیبی پور، سید عباس موسوی و… پس از حدود هفتاد و پنج ماه حضور در جبهه‌های نبرد حق و باطل به شهادت رسید.
پیکر شهید املاکی به زادگاهش انتقال یافت و در آنجا به خاک سپرده شد در حالی که از وی به هنگام شهادت دو دختر به نام های مرضیه(پنج ساله) و راضیه(سه ساله) و یک پسر به نام سلمان (دوساله) به یادگار مانده بود.

سخنان مقام معظم رهبری در بین جوانان استان گیلان :

 شهید املاکی شما ؛ (جانشین لشکر قدس گیلان) ، که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغلدستش ماسک نداشت ، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش ! ، قهرمان یعنی این ! ، البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی مانند اینها که از بین نمی روند. زنده اند ، هم پیش خدا زنده اند ، هم دردل ما زنده اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده اند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/11/09 و ساعت |

عباس امیری

بازیگر معروف سینمای ایران

محل تولد: رشت

۱ -  حضرت يوسف (۱۳۸۶)
۲ -  
جايي در دوردست (۱۳۸۴)
۳ -  
سفر به هيدالو (۱۳۸۴)
۴ -  
به من نگاه كن (۱۳۸۱)
۵ -  
اثيري (۱۳۸۰)
۶ -  
تيك (۱۳۸۰)
۷ -  
قاعده بازي (۱۳۷۶)
۸ -  
هفت سنگ (۱۳۷۶)
۹ -  
اعتراف (۱۳۷۵)
۱۰ -  
روز شيطان (۱۳۷۳)
۱۱ -  
روز واقعه (۱۳۷۳)
۱۲ -  
دمرل (۱۳۷۲)
۱۳ -  
عصيان (۱۳۷۲)
۱۴ -  
حمله خرچنگها (۱۳۷۱)
۱۵ -  
افسانه مه پلنگ (۱۳۷۰)
۱۶ -  
گرگهاي گرسنه (۱۳۷۰)
۱۷ -  
عروس (۱۳۶۹)
۱۸ -  
اُ - منفي (۱۳۶۸)
۱۹ -  
تفنگ هاي سحرگاه (۱۳۶۷)
۲۰ -  
آتش در زمستان (۱۳۶۴)


+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/11/07 و ساعت |

http://www.mycnetwork.com

+ نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/10/28 و ساعت |

سيد ايمان (كوروش) ضيابري - متولد اردیبهشت1369 رشت
---------------------

دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه گیلان
جوانترين خبرنگار جهان در سال 2004
جوانترین خبرنگار ایران، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، سال 1383
عضو فدراسيون بين‌المللي روزنامه‌نگاران IFJ
عضو انجمن بين‌المللي روزنامه‌نگاران و نويسندگان جوان جهان AYWJ
عضو سازمان روزنامه‌نگاران محيطي جهان
عضو انجمن روزنامه‌نگاران اجتماعي جهان
عضو انجمن جهانی روزنامه‌نگاران بدون مرز
عضو هیات تحریریه‌ی مجله‌ی Ovi Magazine، فنلاند
عضو هیات تحریریه‌ی سایت خبری The Moderate Voice
عضو هیات تحریریه‌ی مجله‌ی خبری Dave's Travel Corner
عضو هیات تحریریه‌ی مجله‌ی Media Left ونزوئلا
نویسنده‌ی خبرگزاری Atlantic Press, Netherlands
نویسنده‌ی سایت خبری PoliGazette, Netherlands
نویسنده‌ی مجله‌ی Compass Culture, Belgium
نویسنده‌ی Asian EFL Journal, USA
عضو هیات تحریریه‌ی انتشارات دانشگاه Stony Brook آمریکا
عضو هیات تحریریه‌ی مجله‌ی Media Left، آمریکا
مصاحبه‌شده توسط شبکه‌های خبری BBC لندن، PBS آمریکا، Financial Times آلمانی، Middle East Youth مصر، شبکه‌ی جهانی جام جم، شبکه‌ی یک سیمای جمهوری اسلامی ایران
خبرنگار و نويسنده‌ي روزنامه‌هاي اعتماد ملي، هم‌ميهن، شرق، جام‌جم، ايران، مجله‌ي دانشمند، دانش و كامپيوتر، اعتماد، کارگزاران و سرمایه
دارنده‌ رتبه‌ي نخست کشور در جشنواره پژوهشهاي دانش‌آموزي سما - سالهاي 85 و 87
ويراستار و ارزياب سابق خبرگزاري فناوري اطلاعات ايران (فاوانيوز)، سالهای 1384 و 1385
دریافت عنوان "نخبه" از سوی معاون رییس جمهور و رییس سازمان ملی جوانان، سیال 1386
چاپ بيش از 1500 مقاله در نشريات محلي گيلان (هاتف، گيلان امروز، نسيم و...) ، سراسري (شرق، كارگزاران، ايران، همشهري اعتماد، سروش هفتگي، اعتماد ملي، جام جم، دانش و كامپيوتر و...)
مسلط به زبان انگليسي و آشنايي با زبانهاي عربي، آلماني و ايتاليايي
انتشار ويژه‌نامه‌ي كودكان و نوجوانان هفته‌نامه‌ي هاتف (همكلاسي، نشريه‌ي دانش‌آموزي برگزيده‌ي كشور)
نويسنده‌ي مجلات سروش هفتگي و سروش جوان
سردبير برگزيده‌ي نشريات دانش‌آموزي كشور در سال 1383
دو مدال نقره‌ي المپياد مهارتهاي ملي در رشته‌ي طراحي وب (استان گيلان)، سالهای 1382 و 1383
يك دوره داستان‌نويس برگزيده‌ي جشنواره‌ي مطبوعات گيلان در سال 1383
كارآفرين برگزيده‌ي استان گيلان، سال 1384
سه سال پژوهشگر برگزيده‌ي استان گيلان، سالهای 1383، 1384 و 1385

  • Persian Blog
  • English Blog
  • Yahoo mail project
  • + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/10/27 و ساعت |
    بهجت
    مجموعه سخنرانی های آیت الله بهجت
    بهجت
    مجموعه کتب
    بهجت
    محبت اهل بیت (علیهم السلام) (صوتی)
    بهجت
    يازده دستور العمل از آيت‌الله بهجت
    بهجت
    اصلاح نفس  (صوتی)
    بهجت
    بهجت عارفان
    بهجت
    عبودیت هدف خلقت (صوتی )
    بهجت
    آيت الله بهجت در نگاه ديگر علما
    بهجت
    فیلم های آيت الله بهجت
    بهجت
    زندگی نامه وگالری عکس
    بهجت
    کلیپ نماز صبح آیت الله بهجت
    بهجت
    آیه الله بهجت درحرم حضرت معصومه
    بهجت
    لحظات ناب زندگی
    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/10/26 و ساعت |

    پروفسور محمد باقر منهاج از سوی موسسه آی اس آی به عنوان دانشمند نمونه 2004 انتخاب شدند. ایشون  فوق دکترای مهندسی کنترل از دانشگاه ایالتی اوکلاهاما دارند و در سال 1993 از ایالت متحده به دعوت دانشگاه امیرکبیر به ایران اومدند و 4۹ سال سن دارند و متولد استان گیلان هستند.

     

     

    نام و نام خانوادگی:

    محمد باقر منهاج

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    تحصیلات:

    فوق دکترا

     

     

    زمینه فعالیت:

    مهندسی کنترل(دانشمند نمونه جهان2004)

     

     

     

     

     

     

     

    پرفسور محمد باقر منهاج از سوی موسسه ISI به عنوان دانشمند نمونه در سال 2004 انتخاب شدند. ایشان فوق دکترای مهندسی کنترل از دانشگاه ایالتی اوکلاهاما دارند و در سال 1993 از ایالت متحده به دعوت دانشگاه امیرکبیر به ایران آمدند. تعداد مراجعات به مقالات علمی دکتر منهاج در مجلات ISI عمده ‌ترین علت انتخاب وی به عنوان دانشمند نمونه سال 2004 می ‌باشد. سیستم‌ های کنترل، ‌سیستم‌ ها و فیلترهای تطبیقی و هوش محاسباتی از عمده‌ ترین محورهای تحقیقاتی وی در چند سال اخیر می ‌باشد.
    دکتر محمد باقر منهاج متولد رشت است و تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه در همین شهر گذرانده و آنگاه با شرکت در امتحان اعزام دانشجو به خارج توانسته برای ادامه تحصیل به غرب برود. او می گوید: بورسیه نبودم. بلکه پدر و مادرم مجاز بودند، مخارج تحصیلم را از همین جا بپردازند. مدتی آلمان بودم و سپس به آمریکا رفتم.
    این استاد 49 ساله به سختی همین مختصر را درباره گذشته اش می گوید: " بهتر است درباره آینده صحبت کنیم تا گذشته . دانشگاههای ما پر است از استعدادهایی که اگر شکوفا شود، می تواند افتخارات بیشماری را برای ایران به بار آورد. "
    او مطالعاتش را که عنوان دانشمند سال را برایش به ارمغان آورده، حاصل کوشش دسته جمعی می داند. " کارهایی را که انجام دادیم با کمک دانشجویان دوره فوق لیسانس و دکترا انجام شد. اگر افتخاری هم باشد، متعلق به این دانشجویان است. به گفته وی موسسه ISI موسسه ای است که پژوهش های متفاوت در همه رشته های علمی را بررسی می کند و در واقع نوعی موسسه استاندارد کارهای علمی - پژوهشی در دنیا به حساب می آید. " کارهای علمی - پژوهشی را نمره بندی می کنند و هر سال در هر رشته یکی انتخاب می شود. "
    دکتر منهاج سه سال اخیر را در دانشگاه اوکلاهامای آمریکا گذرانده، با این حال از سال 1993 همکاری خود را با دانشگاه امیرکبیر شروع کرده و پژوهش های علمی خود را در دوره فوق دکترا آغاز کرده و انتشار مجموعه مقالاتی در نهایت او را به عنوان دانشمند 2004 معرفی کرده است.شاید جذاب تر از انتخاب دکتر منهاج، رشته تحقیقی و پژوهشی او باشد. " سیستم های کنترل، سیستم ها و فیلترهای تطبیقی و هوش محاسباتی." به زبان دیگر با مدل کردن مغز یک انسان خبره و تصمیم گیر، نوع محاسبات کمی و ساختار مغز او طراحی شده و در نهایت سیستمی با قابلیت های محاسبات تکاملی و تصمیم گیری پدید می آید. این سیستم ها در ربات های هوشمند و دستگاه های مختلفی در جامعه کارایی دارد. به زبان ساده تر دانشمند ایرانی در صدد طراحی ربات های پیشرفته با قدرت تصمیم گیری است. دکتر منهاج وعده می دهد: " این کارهای تحقیقاتی ما است و در آینده هم تلاش می کنیم از این تحقیقات استفاده کنیم و بتوانیم از آن در مسیرهای دیگری استفاده کنیم." این تحقیقات در مسیرهایی مانند مدلسازی ژن سرطانی قرار می گیرد من معتقدم این سیستم ها به شکلی طراحی می شوند که یک وظیفه را انجام بدهند، نه فقط حل یک موضوع خاص ". به اعتقاد دکتر منهاج رفتارها و کارهای انسان می تواند مدل قرار گیرد و سیستم های هوشمند از روی آنها طراحی می شود . دانشمند ایرانی می گوید: این طرح ها بیشتر از دانشکده منتفع می شود تا شخص. پس از آن نیز بیشتر مورد استفاده دانشکده قرار میگیرد .
     دکتر، عاشق زادگاهش رشت است. اما بزرگترین آرزوی دانشمند سال 2004 پیشرفت دانشجویان است: " بزرگترین آرزویم این است که دانشجویان ما از ما بهتر شوند ."
    شاید به همین دلیل است دکتر منهاج بیشترین وقتش را با دانشجویان می گذراند و به همین دلیل دانشجویان جوانش در سال های بدو تدریسش بیش از دیگران او را باور کردند، با این حال او از در جا زدن در نحوه تدریس در ایران گله مند است." خارج از ایران هر چند سال در شیوه تدریس بازنگری می شود."
    به اعتقاد او دانشجو هم می تواند به استادش یاد بدهد، به این شرط که باور کنیم دانشجویان نباید فقط شنونده سخنان استادشان باشند. او نوعی مکانیزم مشارکت در کلاس را پیشنهاد می کند که می تواند برای دانشجویان انگیزه ایجاد کند مهمترین مساله، به وجود آوردن انگیزه و خود باوری در دانشجویان است."

     
    مباني شبكه هاي عصبي جلد اول :هوش محاسباتي
    تيراژ : 500
    سال انتشار : 1386  چاپ چهارم
    شابك : 964-463-087-4
    صفحات : 718
    قيمت به ريال : 78000

    نويسنده :
    محمدباقر منهاج   
    معرفي كتاب:
    هوش محاسباتي يا CI به معناي استخراج هوش، دانش و الگوريتم يا نگاشت از دل محاسبات عددي بر اساس ارائه به روز دادههاي عددي است. هدف اين كتاب بيشتر آناليز رفتار شبكه هاي عصبي همراه با قوانين يادگيري و كاربرد آن در مسائل عملي مطرح در دنياي مهندسي از قبيل شناسايي الگو، سيستمهاي كنترلي و پردازش سيگنال است.
    اين كتاب براي دانشجويان سال آخر دوره كارشناسي رشته هاي علوم فني مهندسي نيز قابل استفاده است


    فهرست كتاب:
    فصل 1: مقدمه
    فصل 2: مدل رياضي نرون
    فصل 3: مسئله تشريحي (شناسايي الگو)
    فصل 4: پرسپترون تك لايه
    فصل 5: شبكه هاي حافظه انجمني
    فصل 6: شبكه هاي عصبي رقابتي
    فصل 7: شبكه هاي آدالاين و يادگيري LMS
    فصل 8: شبكه هاي عصبي چند لايه پيشخور

     

     

     

     

     

     

     

     دیدگاه دکتر محمد باقر منهاج را درباره سال نوآوری و شکوفایی بشنوید:

    بشنويد

     

     

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/27 و ساعت |

     

     

     

     حجه الا سلام و المسلمین استاد دکتر رضا رمضانی گیلانی

    در يكي از سپيده دمان سرد سال 42 ، خداوند به خانواده اي از اهالي روستاي گوراب گيلان، عطيه‌اي به نام « رضا» اهدا نمود . پدر خانواده ، كه رعيتي زحمتكش و با غباني با تقوا بود، از همان آغاز بارقه هايي از هوش و استعداد شگرف در اين عطيه الهي مي ديد . رضا دوران نوجواني و جواني را در دامان پر نور خانواده گذرانده ، ضمن كمك به پدر در امر باغباني و كشاورزي وارد دبيرستان شهيد ابراهيم جعفري شد.

    به سبب علاقه وافر و هوش و استعدادي كه در خود احساس مي كرد همزمان با تحصيل در دبيرستان براي كسب معارف اهل بيت عليهم السلام به مدرسه علميه مهدويه رشت نيز وارد شد. مقدمات را در محضر اساتيدي چون حضرت آيت الله مرحوم لاكاني، و حجج الاسلام ميرعبدالعظيمي، ظهيري، قاهري و شرفي ماسوله اي فرا گرفت.

    اگر چه خود دانش آموز دبيرستان بود ، لیكن به دليل تسلط برادبيات عرب و مباحث ديني تا پايان تحصيل ،دروس عربي و بينش اسلامي را در همان دبيرستان تدريس كرد. حوزه علميه مهدويه رشت تشنگي او را به علوم عقلي و نقلي سيراب نساخت از اينرو براي ادامه تحصيل به وادي طوس هجرت نمود.

    وي در مشهد مدت قريب به 5 سال ، از خرمن اساتيدي چون حضرت آيات سبزواري ، رضا زاده ، مرتضوي ، زنجاني و فيلسوف عالي مقام جناب سيد جلال آشتياني خوشه بر چيد و رسائل، مكاسب ، كفايه و شرح منظومه را از محضر آن بزرگواران آموخت . علاقه ايشان به فلسفه و عرفان و كلام موجب شد كه حدود 15 سال در كتبي چون حادي عشر ، تجريد الاعتقاد ، اشارات و تنبيهات ، 7 جلد از اسفار اربعه ، تمهيد القواعد ، فصوص الحكم ، مصباح‌الانس ، الالهيات غور نموده و محققانه آنها را مورد بررسي قرار دهد.

    در سال 1361 نداي هل من ناصر امام زمان خود را پاسخ داده ، به عرصه جنگ وارد شد . و درمناطق عملياتي مريوان سراه حزب الله،شوشتروباختران به دفاع از دين و كشور خود برخاست . در سالهاي حضور در جبهه در سال 1365 ازدواج نمود ؛ حاصل اين ازدواج 2 پسر و يك دختر گرديد . در سال 65 به تدريس در دانشگاه پرداخت و دروس معارف ، تفسير ،فلسفه ، عرفان ، كلام اسلامي و كلام جديد، متدلوژي ، علم الحديث ، مرصاد العباد نجم الدين رازي را تدريس نمود . ایشان هم اکنون عضو خبرگان رهبری استان گیلان و رئیس مرکز اسلامی امام علی(ع) وین اتریش می باشند.

    *وب سایت شخصی حجه الا سلام و المسلمین دکتر رضا رمضانی گیلانی:

    http://www.dinvaakhlagh.com

     

    *وب سایت مرکز اسلامی امام علی(ع) وین اتریش :

    http://www.izia.at/akhbar-news.php?st=10

     

       *وب سایت مجموعه سخنرانیهای حجه الا سلام و المسلمین استاد دکتر رضا رمضانی    گیلانی: (بسیار سخنان آموزنده و مفیدی است.حتما گوش کنید.)

      

    * «عدالت از ديدگاه قرآن و سنت » مقاله‌اي از حجه الاسلام و المسلمين رمضاني رئيس مركز اسلامي امام علي (ع) در وين که در فصلنامه شماره 33 اطلاعات ايران « Iran Information » از سوي رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در وین به زبان آلماني تهيه و منتشر شد: براي مشاهده اين شماره از نشريه اينجا را كليك كنيد

     

      * کتاب علم آموزی و معرفت اندوزی (شرح حدیث عنوان بصری) نوشته ی استاد رضا رمضانی گیلانی:
     
     

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/26 و ساعت |
      

     

    استاد دكتر محمد جعفر جعفري لنگرودي

    متولد ۱۳۰۲ لنگرود

    - فراگيرى علوم دينى و عربى و ادبيات عرب در حوزه هاى علميه مشهد

    - اخذ دكتراى حقوق از دانشكده حقوق دانشگاه تهران

    - تجربه سال ها قضاوت در دادگسترى هاى ايران

    - بيش از ۳۰ سال تدريس در دانشكده حقوق دانشگاه تهران

    - اولين نويسنده دايرةالمعارف حقوقى ايران در ۵ جلد

    - اولين نويسنده فرهنگ حقوقى در ايران

    - رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى

    - اولين نويسنده ترمينولوژى حقوق در ايران

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/24 و ساعت |

     

     شهید دكتر حسن عضدي 

    نام و نام خانوادگی:  دكتر حسن عضدي  
      تحصیلات:دکترای اقتصاد سیاسی  
      زمینه فعالیت:  سياسي  


      شهید دكتر حسن عضدی در سال ۱۳۲۵ در یك خانواده متدین از طبقه متوسط و معمولی در شهر رشت متولد گردید و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهرستان به پایان رساند در ضمن از شاگردان ممتاز دوران تحصیلی بود. او از همان كودكی به اسلام عشق می ورزید و در مساجد به گفتن اذان می پرداخت و از عنفوان جوانی برای اعتلای دانش خود در زمینه معارف اسلامی با وجود مشكلات با تلاش زیاد كلیه كتابها و متون سخنرانی شهید استاد مطهری و همچنین دكترعلی شریعتی  به دست آورده و مورد مطالعه قرار می داده است. نامبرده پس از اخذ دیپلم، داوطلبانه، برای آشنایی هرچه بیشتر و نزدیكتر با زندگی طبقه مستضعف جامعه خود، تحت پوشش سپاهی دانش به محرومترین و دورترین روستاهای كشور مسافرت نمود، ضمن بارورنمودن معلومات اجتماعی خود نسبت به ارشاد آنها درباره واقعیتهای نظام طاغوتی، خدمت سربازی را به پایان رسانید. سپس برای ادامه تحصیلات عازم تهران شد و در دانشكده علوم ارتباطات اجتماعی، به تحصیلات ادامه داد و مؤفق به اخد لیسانس در دو رشته روزنامه نگاری و روابط عمومی وتبلیغات گردید، پس از آن به علت علاقه به مسائل سیاسی وارد دانشكده علوم سیاسی شده و به تحصیلات در سطح فوق لیسانس ادامه داد. سپس راهی آمریكا گردید و در رشته مدیریت بازرگانی با تخصص مدیریت بین المللی از دانشگاه دالاس موفق به اخذ درجه فوق لیسانس گردید و به دلیل به دست آوردن درجه ممتاز به عضویت افتخاری انجمن مدیران درآمد و بعد از آن تحصیلات عالیه خود را تا مرحله اخذ دكترا در رشته اقتصاد سیاسی در دانشگاه تگزاس در دالاس ادامه داد و همزمان از فعالان سیاسی انجمنهای اسلامی دانشجویان آمریكا و كانادا  بود. با آغاز انقلاب اسلامی ایران ،به وطن مراجعت نموده و به زغم خود چون قطره ای به دریا پیوست و فعالیتهای سیاسی خود را همچنان تحت رهبری امام خمینی (ره) در ایران ادامه داد و برای نشر عقاید اسلامی به تدریس در دانشگاه گیلان پرداخت. پس از پیروزی انقلاب به عنوان یكی از نمایندگان استان گیلان در مجلس خبرگان انتخاب شد و در آن مجلس نیز به عضویت هیات رئیسه برگزیده گردید. با آغاز فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی ایران به عنوان یكی از یاران نزدیك بنیانگذاران حزب در آمد و با تلاش پیگیر، شاخه حزب جمهوری اسلامی را در گیلان پایه گذاری نمود و همچنین به عضویت ستاد انقلاب اسلامی استان گیلان در آمد. دكتر حسن عضدی سپس به تقاضای دانشجویان مدرسه عالی ترجمه سرپرستی آن مدرسه عالی را به عهده گرفت و همزمان در دانشكده انقلاب اسلامی دانشگاه ملی به طور رایگان به تدریس پرداخت. شهید دكتر عضدی پس از اجرای طرح ادغام دانشگاهها به سرپرستی مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی منصوب شد و فعالیت مستمر خود را در كمیته های مختلف ستاد انقلاب فرهنگی آغاز نمود و یكی از اعضای كمیته ۵ نفری ادغام دانشگاهی و مؤسسات عالی بود. اویكی از بنیانگذاران جامعه دانشگاهیان ایران بوده و یكی از اعضای فعال شورای وحدت حوزه و دانشگاه بوده است. آخرین سمت شهید دكتر حسن عضدی علاوه بر مسئولیتهای فوق، معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالی و رئیس سازمان امور دانشجویان و رئیس سازمان سنجش آموزش كشور بود. نامبرده در اجرای اهداف اسلامی ایران روزانه حداقل ۱۶ ساعت بكار و تلاش می پرداخته و در این راه از هر چیز حتی عزیزان خود نیز منفك بوده است و همیشه خود را پدر فرزندان محروم جامعه می دانسته و در قبال كلیه این فعالیتها سعی می نموده حداقل دریافتی را از بیت المال داشته باشد و آنرا نیز صرف مخارج ضروری افراد تحت تكفل خود یعنی زن و دو فرزند خردسال و خواهران خود و سایر نیازمندان نماید. شهید دكتر عضدی در دوران جوانی مادر و سپس پدر خود را از دست داده و در نتیجه مسئولیت تكفل برادران و خواهران او نیز بر دوشش استوار شد. او نه تنها از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نكرده، بلكه علاوه بر آن همان نقش را در اجتماع خود نیز به عهده گرفت به طوریكه پس از شهادت ما ترك او از مال دنیا فقط مقادیری قابل توجه كتاب در زمینه معارف اسلامی و كتابهای علمی می باشد. بازماندگان این شهید یك زن و دو فرزند می باشند. در وصیت نامه ای كه شهید عضدی برای فرزندان خود نوشته صریحاً بیان داشته كه طالب شهادت است و می‌خواهد در زندگانی ابدی به صورت شهید و شاهد باشد. روحش شاد و راهش مستدام باد.

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/23 و ساعت |

     

    دكتر سیروس شميسا 

    نام و نام خانوادگی:  دكتر سیروس شميسا  
      تحصیلات: دكتر
      زمینه فعالیت: ادبيات  
      کتب:     
        آشنایی با عروض و قافیه ، فرهنگ تلمیحات ، فرهنگ عروضی ، نگاهی تازه به بدیع ، نگاهی به سپهری ، سیر غزل ، سیر رباعی ، بایونگ و هسه ( ترجمه ) ، وزن های پاییزی خواب ( مجموعه شعر ) ، گزیده اشعار مولوی ، ال الاد ( ترجمه ) ، انواع ادبی ، آینه، مجموعه داستان ) ، چهل شعر ( مجموعه شعر ) ، گزیده اشعار مولوی ، بیان ، ای ای كمینگر و شعرهایی از او ، داستان یك روح ( شرح و متن بوف كور ) ، سبك شناسی شعر ، كلیات سبك شناسی ، نگاهی به فروغ فرخزاد ، سیروس در اعماق
    ( مجموعه داستان ، دستور پنج استاد معانی ، العجم فی معاییر اشعار العجم ) .
       
      سوابق کاری:     
        دكتر سروش شمسیا ، متولد رشت است و در خانواده ای فرهنگی رشد كرد . پدرش و مادرش هر دو اهل ادب بودند و شغلشان تدریس بود . جد مادری دكتر شميسا ، شیخ محمد سعید گیلانی ، استاد دكتر محمد معین بود .
    دكتر شميسا بعد از اتمام تحصیلات متوسطه در رشته پزشكی دانشگاه شیراز پذیرفته شد . سالی را به تحصیل طب پرداخت اما چون به ادبیات علاقه فراوانی داشت پزشكی را رها كرد و وارد دانشكدة ادبیات شد . دكتر شمسیا همزمان با تدریس در دانشگاههای كشور به مطالعه و تحقیق در ادبیات می پردازد كه صاحب آثار فراوانی نیز می باشد . او یكی از فعالترین معلمانی است كه ادبیات فارسی را از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار می دهد . از مهمترین تألیفات دكتر شميسا می توان از كتابهای زیر یاد كرد :
    آشنایی با عروض و قافیه ، فرهنگ تلمیحات ، فرهنگ عروضی ، نگاهی تازه به بدیع ، نگاهی به سپهری ، سیر غزل ، سیر رباعی ، بایونگ و هسه ( ترجمه ) ، وزن های پاییزی خواب ( مجموعه شعر ) ، گزیده اشعار مولوی ، ال الاد ( ترجمه ) ، انواع ادبی ، آینه، مجموعه داستان ) ، چهل شعر ( مجموعه شعر ) ، گزیده اشعار مولوی ، بیان ، ای ای كمینگر و شعرهایی از او ، داستان یك روح ( شرح و متن بوف كور ) ، سبك شناسی شعر ، كلیات سبك شناسی ، نگاهی به فروغ فرخزاد ، سیروس در اعماق
    ( مجموعه داستان ، دستور پنج استاد معانی ، العجم فی معاییر اشعار العجم ) . 
     

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/22 و ساعت |

     

     

    حاج میرزا حبیب الله رشتی

     

     

    نام و نام خانوادگی:

    حاج میرزا حبیب الله رشتی

     

     

    تحصیلات:

    حوزوي

     

     

    زمینه فعالیت:

    اصول و فقه

     

     

    کتب:

     

     

     

     

    علم اصول :
    رساله فى الضد و اقتضاء الامر بشى ء النهى عنه و عدمه ، التعادل و التراجيح ، بدايع الافكار، اجتماع الامر و النهى ، رساله فى مقدمه الواجب ، رساله فى المشتق ، التقريرات .
    در علم فقه :
    كتاب الطهاره ، الحاشيه على المكاسب ، كتاب الزكاه ، كتاب الاجاره ، الالتقاط، كتاب العضب ، كتاب القضاء و الشهادات ، الوقوف و الصدقات ، رساله فى اللباس المشكوك ، حاشيه على منهج الرشاد، حاشيه على نجاه العباد، حاشيه على النخبه .

    در علم تفسير:
    حواشى بر تفسير جلالين ، و علم كلام : الامامه ، كاشف الظلام فى حل معضلات الكلام است .

     

     

    سوابق کاری:

     

     

     

     

    حاج میرزا حبیب الله رشتی فرزند حاج محمدعلی فرزند جهانگیر خان قوچانی به سال 1234 ه.ق در املش از توابع رودسر گیلان به دنیا آمد و دروس مقدماتی را در لاهیجان فراگرفت و در سن 18 سالگی برای ادامه تحصیل علوم دینی به قزوین رفت و در محضر ملا عبدالكریم ایروانی حاضر شدو در سن 25 سالگی موفق به اخذ درجه اجتهاد گردید.او سپس برای تكمیل علوم دینی عازم عتبات عالیات شد و در نجف اشرف اقامت گزید. او از شاگردان مبرز شیخ مرتضی انصاری ،ملا علی قارپوزآبادی و ملا عبدالكریم ایروانی قزوینی بود و به تدریج در شمار فقهای و علمای بزرگ امامیه قرار گرفت و برخی مقام او را برتر از حاج میرزا محمدحسن شیرازی دانسته اند. او با آنكه از هر لحاظ جامعیت علمی و مقبولیت عمومی را جهت احراز مقام مرجعیت تامه دارا بود ولی به جهت درك اهمیت و مسئولیت این مقام، از پذیرفتن آن اجتناب كرد. نامبرده یك بار در سال 1290 ه.ق جهت زیارت حرم امام رضا(ع) به ایران مسافرت كرد و عاقبت در سال 1312 ه.ق در شب پنجشنبه 14 جمادی الثانی در نجف اشرف ودر سن 78 سالگی دار فانی را وداع گفت و وی را در صحن امام علی (ع) به خاك سپردند.
    شاگردان
    برخی از شاگردان او كه به نوبه خود از مشاهیر فقهای آن زمان بودند و به شاگردی میرزای رشتی مفتخر بودند، عبارت‌اند از:

    1- آیت الله میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران

    2- آیت الله حاجی آقامحمدابراهیم مجتهد رشتی

    3- آیت الله حاج ملا محمد خمامی

    4- آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی(مرجع تقلید و زعیم مشروطیت)

    5- آیت الله سید حسن صدر

     6- آیت الله سید عبدالمجید كروخی

    7- آیت الله شیخ حسین لاكانی

    8- آیت الله سید ابوالقاسم اشكوری

    9- آیت الله شیخ عبدالرسول حجت انصاری

    10- آیت الله سید محمدكاظم یزدی

    11- آیت الله میرزاحسن نائینی

    12- آیت الله ضیاءالدین عراقی(مرجع تقلید)

    13- آیت الله شیخ فضل الله نوری(مرجع تقلید)

    14- آیت الله حاجی آقا میر رشتی (بحرالعلوم )

    15- آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (مرجع تقلید)

    16- آیت الله شیخ شعبان دیوشلی(مرجع تقلید)

    17- آیت الله شیخ محمدعلی مدرس چهاردهی

    18- آیت الله محمدرضا حكیمی(ابوالمله)

    19- آیت الله میرزا ابوالفضل تهرانی

    20- آیت الله میرزا ابوالحسن انگجی

    21- آیت الله شيخ حسن مامقانى

    22- آیت الله سيد على اكبر فال اسيرى

    23- آیت الله سيد حاج ميرزا حسن همدانى

     

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/22 و ساعت |

     

     

              میرزا كوچك خان جنگلی

     

     

    نام و نام خانوادگی:

    یونس جنگلی

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    شهرت:

    میرزا كوچك خان جنگلی

     

     

    تحصیلات:

    حوزوی

     

     

    زمینه فعالیت:

    سیاسی

     

     

    سوابق کاری:

     

     

     

     

    مرحوم میرزا كوچك اسمش در اصل يونس بود و چون پدرش را ميرزا بزرگ مي‌ناميدند او نيز به ميرزاكوچك معروف شد. به سال 1208 قمري در محله استاد سراي رشت چشم به جهان گشود، پس از آن خواندن و نوشتن را در مكتب آموخت. به مدارس علوم ديني روي آورد. سپس به تهران عازم شد، در مدرسه محموديه به زحمت حجره‌اي گرفت، به ادامه تحصيل پرداخت و به مطالعه اوضاع و احوال اجتماعي و خواندن كتابها و روزنامه‌ها پرداخت. اين زمان مصادف با آغاز انتشار افكار و انديشه‌هاي آزاديخواهان و روشنفكران بود، افكار و انديشه‌هايي كه بذر مشروطيت را به زمين مي‌پاشيد. چون در رشت امكانات بيشتري براي فعاليت وي وجود داشت به آن‌جا مراجعت كرد. در همان ايام سيد عبدالمجيد خطيب آزاديخواه در تهران به شهادت رسيد. ميرزا با اين حادثه فعاليتهاي خود را تشديد كرد. احساسات مردم را برانگيخت و به ياري طلاب آزاديخواه انجمني تحت عنوان " مجمع روحانيان" تاسيس نمود. در تهران مبارزه عليه محمدعليشاه شدت گرفت، قصد داشت به تهران برود و به مشروطه خواهان پيوندد. متوجه شد محمدعليشاه مجلس را به توپ بسته است. سپس ميرزا به قفقاز رفت و در تفليس اقامت گزيد. از زمانيكه انقلاب رشت رخ داد و آزاديخواهان گيلان با كمك مجاهدين ارمني، گرجي و قفقازي آقا بالاخان سردار افخم حاكم گيلان را به قتل رسانيده زمام امور گيلان در دست گرفتند از آن پس ميرزا به مجاهدين پيوست، هدف ميرزا و يارانش عبارت بود از اخراج نيروهاي بيگانه، برقراري امنيت و رفع بي‌عدالتي و مبارزه با خود كامگي و استبداد.

    دانلود مجموعه ارزشمند سردار جنگل

    دانلود کتاب سردار جنگل

     

     

    کلیپی درباره نهضت میرزا کوچک:

    video

     

    کلیپی بسیار دیدنی و زیبا از سریال میرزا کوچک جنگلی:

    دانلود 28 مگابایت

     

    دانلود موسیقی سریال میرزا کوچک جنگلی

    + نوشته شده توسط ابراهیم کدیور در 87/09/22 و ساعت |


    Powered By
    BLOGFA.COM


    32132