دكتر محمد معین
نام و نام خانوادگی: دكتر محمد معین
تحصیلات: دكتري
زمینه فعالیت: ادبيات
کتب:
فرهنگ معین
سايرتأليفات :
ستاره ناهيد يا داستان خرداد و امرداد (نثر و نظم)
حافظ شيرين سخن، دو جلد
يك قطعه شعر در پارسی باستان
يوشت فريان و مرزبان نامه
علامه محمد قزويني، در سالنامه پارس و نيز مجله فرهنگستان چاپ شد
شاهان كيانی و هخامنشی در آثار الباقيه
ارداويراف نامه
روزشماری در ايران باستان و آثار آن در ادبيات پارسی
پورداوود، ترجمه احوال و آثار
مزديسنا و تأثير آن در ادبيات پارسي، با مقدمه مشروح به زبان فرانسه به قلم هانری كربن
شماره هفت و هفت پيكر نظامی
حكمت اشراق و فرهنگ ايران
قاعدههای جمع در زبان فارسي، شماره اول از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی
اسم مصدر- حاصل مصدر، شماره دوم از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی
امير خسرو دهلوی
برگزيده نثر فارسي، شماره اول (دورههای سامانيان، آل بويه)
آيينه سكندر
اضافه، بخش نخست، شماره سوم از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی
هورقليا
لغات فارسی از ابن سينا
(برگزيده شعر فارسي، شماره اول (دورههای طاهريان، صفاريان، سامانيان و آل بويه
نصيرالدين طوسي، زبان ادبيات پارسی
دوره كامل فرهنگ فارسي، شامل لغات فارسي، لغات و تركيبات عربی متداول در فارسي، لغات
اروپايی كه به تدريج در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص، اعلام جغرافيايي، در هفت هزار و نهصد
فحه و در شش مجلد
فرهنگ دستور زبان فارسي، شامل مباحث دستوری
ويرايش( ويرايش كتب)
دانشنامه علائی تأليف ابنسينا، بخش دوم، علم برين
چهار مقاله تأليف نظامی عروضی سمرقندي، با شرح لغات و توضيح عبارات مشكل و نسخه بدلهامجموعه اشعار دهخدا. با مقدمه مشروح در ترجمه احوال و آثار وی (جامع الحكمتين تأليف ناصر خسرو، به همراهی هانری كربن (فارسی- فرانسوی (شرح قصيده ابوالهيثم، به همكاری هانری كربن (فارسی- فرانسوی برهان قاطع تأليف محمد حسين بن خلف تبريزي، دوره در چهار مجلد
جوامع الحكايات تأليف سديد الدين محمد عوفی (عبهر العاشقين تأليف روزبهان بقلی شيرازي، به همكاری هانری كربن (فارسی- فرانسوی)
ويرايش(ترجمه )
روانشناسی تربيتي، ترجمه از ,علم النفس و آثاره فی التربيه و التعليم, (عربی)، تأليف علی الجارم و صطفی امين
كتيبههای پهلوي، ترجمه از انگليسي، به قلم و. ب. هينگ
خسرو كواتان و ريدك وي، ترجمه از پهلوی
(ايران، تأليف دكتر ر. گيرشمن (فرانسوی- انگليسی
سوابق کاری:
محمد معین در نهم اردیبهشت ماه سال 1297 خورشیدی مطابق با 29 آوریل 1918 میلادی در محله زرجوب شهر رشت دیده به جهان گشود . ابوالقاسم دو پسر به نام محمد و علی داشت و در عنفوان جوانی ، پنج روز پس از وفات همسرش در اثر بیماری ای كه در آن روزها شیوع یافته بود درگذشت . در آن روزگار محمد شش ساله بود و علی چهار ساله . از آن پس پدر بزرگ ( معین العلماء ) مسئولیت تكفل آن دو را بر عهده گرفت. وی محمد را به مكتب خانه ی« میرزا غلامرضای تهرانی » كه نزدیك خانه بود فرستاد . معین العلماء با كمك اهالی كوشید و مكتبخانه میرزا غلامرضای تهرانی را به مدرسه ابتدایی تبدیل كرد .
بعداز دایر شدن اداره ثبت احوال در رشت ، خانواده معین العلماء به اعتبار لقب رسمی وی نام فامیلی « معین » را انتخاب كرد و وی از آن پس « محمد معین » خوانده شد و شماره شناسنامه اش 1654 صادره از رشت بود . پس از تبدیل مكتبخانه به مدرسه، محمد در كلاس پنجم نشست و موفق به دریافت گواهی نامه ششم ابتدایی پس از دو سال شد .
وی دورة اول دبیرستان را در مدرسة متوسطة شمارة یك رشت به تحصیل پرداخت . در دورة دوم متوسطه ، در قسمت ادبی دارالفنون تهران به تحصیل مشغول شد اما تابستان ها را به رشت ، سرزمین اجدادی اش باز می گشت و در كنار علی سپری می كرد . پس از اتمام دوره دبیرستان به رشت آمد و تصمیم خود را مبنی بر تحصیل در رشته حقوق با پدربزرگ مطرح كرد اما پدربزرگ به وی متذكر شد كه قاضی شدن مسئولیت سنگینی در پی دارد وی نظر پدربزرگ را پذیرفت و در سال 1303 در رشته ادبیات فارسی و علوم تربیتی موفق به دریافت مدرك لیسانس شد و دیگر می بایست راهی « نظام اجباری » می شد كه دورة آن یك سال بود و محمد معین پس از یك سال خدمت نظام ، دبیر شد و پس از سه ماه به ریاست دانشسرای مقدماتی اهواز انتخاب شد . بسیاری از اسم های عربی شهرك های خوزستان با مشورت وی پارسی شد . پس از اتمام مأموریت اهواز به تهران منتقل شد و در ضمن خدمت در وزارت فرهنگ ، به تحصیل دوره دكترای ادبیات فارسی مشغول شد . دكتر معین به شیوه مكاتبه ای ، روان شناسی عملی و دیگر رشته های آن را مانند خط شناسی و قیافه شناسی از آموزشگاه عالی روان شناسی بروكسل ( بلژیك ) فراگرفت . به سال 1316 به دریافت نشان علمی از وزارت فرهنگ نائل شد . وی در هفدهم شهریور ماه 1321 مطابق با هشتم دسامبر 1942 از رسالة دكترای خود به نام « مزدسینا و تأثیر آن در ادبیات فارسی كه در چاپ های بعدی به نام « مزدسینا و ادب پارسی » خوانده شد ، دفاع كرد . وی اولین فارغ التحصیل دكترای ادب پارسی در داخل كشور بود و بلافاصله به تدریس در دانشكده ادبیات دانشسرای عالی تهران مشغول شد و در زمان نخست وزیری مصدق عضویت شورای عالی فرهنگ را قبول كرد و سال ها عضو فرهنگستان بود . وی با پروفسور هانری كربن كتاب های زیر را تصحیح و چاپ كرد .
1- جامع الحكمتین ، تألیف ناصر خسرو و مؤلف به سال 462 هـ .ق ، ش3 از « گنجینه نوشته های ایرانی » ، چاپ انستیتوی فرانسوی پژوهش های علمی در ایران ، 1332 شمسی / 1952 میلادی .
2- شرح قصیده فارسی خواجه ابوالمیثم احمدبن حسن جرجانی ، شماره 6 از «گنجینه نوشته های ایرانی» ، 1334 شمسی / 1955 میلادی .
3- عبدالعاشقین تصنیف شیخ روزبهان بقلی شیرازی ، شماره 12 از « گنجینه نوشته های ایرانی » ، 1334 شمسی / 1955 میلادی .
معین در سال 1321 با دختر امیر مجاهد ( مدیر سال نامه پارس ) ازدواج كرد كه ثمرة این ازدواج 4 فرزند بود كه خانم دكتر مهدخت معین مانند پدر در رشته ادبیات فارسی تحصیل كردند و هم اینك در این رشته استاداند .
استاد ، به سفارش علامه قزوینی با دانشمند نامی علی اكبر دهخدا در لغت نامه آغاز به همكاری كرد و این همكاری تا سال 1334 به مدت ده سال یعنی تا روز وفات دهخدا ادامه داشت . ماجراي اخرين ديدار دكتر معين با استاد دهخدا از به قلم خود دكتر :
« روز پنجم اسفند 1334 با يكى از دوستان به عيادت استاد رفتم. چراغى بود كه رو به خاموشى مى رفت. مصداق اين مصراع خود بود:
پوست بر استخوان ترنجيده!
پس از چند دقيقه روى به من كرد و گفت: «كه مپرس» و پس از لحظه اى بار ديگر گفت: «كه مپرس». ذهنم متوجه غزل حافظ شيرين سخن شد، پرسيدم: «منظور شما غزل حافظ است؟» گفت: «آرى». پرسيدم: «مايليد آن را براى شما بخوانم؟» با سر اشاره مثبت كرد. ديوان حافظ را برداشتم و اين غزل را به تأنى خواندم:
درد عشقى كشيده ام كه مپرس *** زهر هجرى چشيده ام كه مپرس
گشته ام در جهان و آخر كار *** دلبرى برگزيده ام كه مپرس
آن چنان در هواى خاك درش *** مى رود آب ديده ام كه مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش *** سخنانى شنيده ام كه مپرس
سوى من لب چه مى گزى كه مگوى *** لب لعلى گزيده ام كه مپرس
بى تو در كلبه گدايى خويش *** رنج هايى كشيده ام كه مپرس
همچو حافظ غريب در ره عشق *** به مقامى رسيده ام كه مپرس
سراپا گوش بود و سر خويش حركت مى داد. گويى اين غزل خواجه عرفان، آيينه تمام نماى عمر او بود. دو روز بعد استاد دهخدا در همان اتاق چشم بر جهان و جهانيان فرو بست.
كاروان شهيد رفت از پيش *** وان ما رفته گير و مى انديش
از شمار دو چشم يك تن كم *** وز شمار خرد، هزاران بيش! »
همان طور كه گفته شد ، دكتر معین اغلب تابستان ها را به رشت و آستانه و ییلاق های لنگرود می رفت . یك بار در سال 1342 هـ .ش در آستانه اشرفیه هنگام پیاده روی به طرف سپید رود ـ در محل فعلی آرمگاه معین ـ به برادر گفت : « خوب است در این جا آرامگاه خانوادگی داشته باشیم » و برادر به این توصیه وی جامه ی عمل پوشانید .
دكتر معین در تأسیس قسمت ایران شناسی دانشگاه استراسبورگ ، سهم بزرگی داشت . دانشگاه تهران در پانزدهم بهمن ماه 1351 دكتر معین را استاد ممتاز معرفی كرد .
در روز نهم آذرماه 1345 مطابق سی ام نوامبر 1966 در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران دكتر معین ، بیهوش شد . وی را به بیمارستان آریا كه بهترین بیمارستان اعصاب تهران بود ، بردند . متأسفانه پس از تزریق آمپول ، برای آنژیوگرافی ، خون به قسمتی از سلول های مغزی ایشان نرسید و در اغمای سنگینی فرو رفت . وی تا آخرین لحظات به فكر وظایف مقدس علمی اش بود ، وی در اتاق عمل به اغمای سنگینی فرو رفت كه پنج سال طول كشید و با تمام تلاشی كه برادرش برای بهبودی وی انجام داد و دكتر و جراح از لندن و روس برای معالجه ایشان به تهران آورد و نیز دكتر جاهد دكتر معین را كه در حال اغما بود با خود به بیمارستان منتسب به دانشگاه مك گیل مونترآل كانادا برد ،اما محمد معین در سیزدهم تیرماه 1350 مطابق چهارم ژوئیه 1971 در بیمارستان فیروزگر به رحمت ایزدی پیوست . جنازه وی در آرامگاه واقع در آستانه اشرفیه ـ هشت كیلومتری لاهیجان ، به خاك سپرده شد . شش روز پس از درگذشت این استاد بزرگ ، جلسه یادبودی در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران برگزار گردید .
دكتر معین دانشمندی موفق و استادی نمونه بود كه برای در یادها ماندن نیازی به تندیسی زیبا نداشت . ثمره ازدواج ایشان با بانو مهین امیرجاهد فرزندانی تحصیل كرده به نام های مهدخت ، مهداد ، همایون ، پیروز ، پریچهر می باشد ، خصوصاً دكتر مهدخت معین كه شیوه شایسته پدر را در پیش گرفت و با رعایت امانت ادبی ، با تدریس در دانشگاه كتاب های زیر را به چاپ رسانید.
